یکشنبه، خرداد ۱۰، ۱۳۹۴

آیا نامهای گرشاسپ و رستم و بهرام و ایندره مترادف هستند؟

با توجه بدین کلمات اوستایی، سانسکریتی، پهلوی و فارسی نامهای گرشاسپ و رستم و ورثرغنه و بهرام و ایندره مترادف به معانی کشنده دشمن و ستم کننده هستند:
کِرِساسپَ: کِرِسَ= راهزن (جلد اول یسنا، صفحه 167 به نقل از بارتولومه)، دشمن و ستیزه جو (صفحه 382 فرهنگ واژه های اوستا)، سپا (افکندن و دور انداختن، صفحه 196 یادداشتهای گاثاها)، برانداختن و ویران کردن (فرهنگ واژه های اوستا.ص 1467)و یا ترکیب رُ (بریدن، فرهنگ واژه های احسان بهرامی، ص. 1234) و ستم (ستمب، دزدی و راهزنی، فارسی باستان هاشم رضی، ص. 91) گرفت. در بند 136 فروردین یشت آمده : «ما به فروهر پاک سام گرشاسب مجعد موی و مسلح به گرز درود میفرستیم تا بر ضد بازوان قوی دشمن و لشکرش و سنگر فراخش و درفش برافراشته اش آن مقاومت توانیم کرد تا بتوانیم در برابر راهزنان پایداری کنیم».
روتستهم/رَاُتَ ستهم (بنا به مارکوارت، کیانیان آرتور کریستن سن، ص195): رُت کردن= برهنه و تهی کردن (فرهنگ معین. صفحه 1638)، ستهم= ستم (فرهنگ معین.ص1834). جالب است که ریشه کلمات فارسی روت و ریشه با رود/روذ اوستایی (رُستن) و ریزو یونانی (ریشه) و روت انگلیسی (ریشه) مشترک است. یعنی نام رستم (روت ستهم) در اساس به معنی ریشه کن کننده ستم و ستمگران بوده است.
ورثرغنَ: زننده دشمن، کشنده دشمن (فرهنگ واژه های اوستا.ص1373). वीरतर vIratara adj. Bolder (گستاخانه[رفتار کننده])، घन ghana adj. Striker(زننده).
بهرام/وهرام: وه/وی (ضد، دشمن، ص. 1332 فرهنگ واژه های اوستا)، رام/رَم (زدن، زنش.صفحه 1216 فرهنگ واژه های اوستا).
ایندره: این/اَئنَگهه (آزار، زیان، آسیب، فرهنگ واژه های اوستا، ص 242 و 24 .इन ina adj. Wild, bold)، دَر (دریدن، ص 694 فرهنگ واژه های اوستا، दार dAra adj. Rending) .

معنی نام سنگسر

در نقشه های بطلمیوسی پارت (سمنان و خراسان) در حدود شهر سنگسر کنونی نام شهری به صورت دوردومانا (محل ناهموار) دیده میشود که با توجه به معادل سانسکریتی دیگر دوردهو (ناهموار) یعنی سنگچرَ باید همان سنگسر کنونی بوده باشد.

معرفی ما سه تن آل عبای لغت

1- استاد احمد گُردینی پیرو گوردون چایلد متخصص لغت پیشاتاریخ است و سبک او را به کوچه، پس کوچه های لهجه های ایرانی فرود آورده است. اما بدون اینکه به اندازۀ لازم به زبانهای ایران باستان و سانسکریت مراجعه کند و تسلط بر استفاده این منابع داشته باشد، ولی در جایگاه استاد مسلم زبانهای ایران باستان سخن میگوید.
2- استاد دیاکو کیانی که پیرو استاد منوچهر جمالی، به درجاتی استاد لغت و فرهنگ و فلسفه به سبک خویش است و دیاکو در استفاده از منابع لغت زبانهای مختلف از استادش فراتر رفته است.
3- جواد مفرد کهلان که پیرو استاد پورداود است از لحاظ زبانشناسی به گرد استادش نرسیده تنها کار افزوده اش، تاریخ باستان به روایت ملی استادش و آرتور کریستن سن را با تاریخ مدون ماد تألیف دیاکونوف که در اواخر عمر استاد پورداود ترجمه شده بوده، مطابقت داده است. نتیجه مطابقت کیانیان و نوذریان با مادها و هخامنشیان است که از سوی استادان فن جدی گرفته نشده است.

پنجشنبه، خرداد ۰۷، ۱۳۹۴

تطبیق مناطق کنونی افغانستان با شهرهای باستانی آن در نقشه های بطلمیوسی

تحقیق مقدماتی شخصی ام در این باب با توجه به مطابقت نقشه های بطلمیوسی و نقشه های مدرن و تطبیقات زبانشناسی به چنین نتایجی انجامیده است که با نقد و اصلاح می تواند کامل تر شود. در نوشتن نام اماکن کنونی به سبب عدم دسترسی به نقشه های محلی باید سهوهایی وجود داشته باشد:
١- منطقۀ آریا (هرات): در مرکز شهر آریا (هرات) و در شمال آن شهرهای زیر دیده میشوند که با شهرها و قصبه های قابل قیاس شان از این قرار هستند: دیستا (داش کپری)، بیتاکسا (تخته بازار)، آوگارا (کاریز الیاس)، آمبروداکس (آبی رهوک)، بوگادیا (کاراباغ)، سرماگانا (چمنی بیت)، ناماریس (مروچک)، سیفارا (گورامان)، تاوا (کوهستانات)، رهائوگارا (قیصر)، گودانا (گئوزن)، زاموچانا (قیزیل بولاک)، چاتریسچا (تورغندی)، چاورینا (راهزنک)، وارپانا (جاوند)، فوراوا (سرپل)، آرتیکاوندا (کادس)، آلکساندریای منطقۀ آریا (گشتی شریف)، آستاندا (بغران)، تائوچینا (کرّوخ)، اورثیانا (کوشک کهنه)، کاپوتانا (کوشک)، بارباسانا (جبل فضه)، آریا (هرات). در جنوب آریا از شمال به جنوب شهرهای زیر قرار دارند: کاستا/کاسکه (چاغچران)، اوربیتانا/اورتیکانا (اوبه)، نیبیس (شهرک)، دارکاما (پرچمن)، سوتیرا (سرملان)، ساریگا (پشتون زرگون)، پارکاناکا (پهره کاریز)، کوتاکا (ساغر)، تریبازینا (تیوره)، آستاسانا (گلستان) و زیمیرا (زرمادران).
٢- منطقه پاروپانیساد (شرق افغانستان) که شهرها ی آن با شهرها و قصبه های قابل قیاس کنونی آن از این قرار است: از شمال به جنوب شهرهای زیر دیده میشوند: بارزَورا (بهسود)، آرتوآرتا (رخه)، پارسیانا (پنجهیر)، بابورانا (پروان)، کاتیسا (کاپیسا)، نیفاندا (مانگال پور)، گاوازاکا (قره باغ)، دراستوکا (گردن دیوال)، پارسیا (میرباغچه)، تارباکانا (استالیف)، ناوالیریس (میداشهر)، کابورا (کابل)، دوراکانا (جاگدالک)، چولارنا (جلال آباد) و آرگودا (تَورخم).
٣- در منطقه درنگیانا شهرها زیر دیده میشود که با نواحی قابل قیاس کنونی آن از این قرار هستند: آریکادا (محل رسا، حصین آباد/زابل)، کسارکسیارا (زرنج)، آریاسپا (عرب)، نوستانا (نیشک/چاخانسور)، آستا (خاش)، رهودا (هاروت رود)، اینّا (جوَین)، پروفیسیاسا (فراه)، فرازانا (چهار برجک)، بیگیس (قلعه بُست) و آرانا (گَوران).
۴- در منطقه آراخوسیا شهرها زیر دیده میشود که با نواحی قابل قیاس کنونی آن از این قرار هستند: دامانا (چمن)، آسیاکا (شینکی)، سیگارا (شنگه)، آریکاکا (شهر صفا)، رهیزانا (رِگی)، آلسکاندریا (اسکندریه، سنگین)، آزولا/اوزولا (اوروزگان)، خوآسپَ (ترین کوت)، گاماکا (قندهار)، مالیانا (میمند/میزانی)، آراخوتوس (ارغنداب)، آرباکا (قره باغ) و فوسلیس (موسی قلعه).
۵- در منطقه باکتریا (بلخ) نواحی زیر دیده میشوند که با شهرها و روستاهای قابل قیاس شان از این قرارند: چومارا (شبورگان)، آِبوسموآناسّا/توسموآناسّا (محل خشنودی روحی، بامیان)، آلیچوردا (سیاه جرد)، چاراچاترا (ترمذ)، زاریسپا (مزارشریف)، ماروکا (میله)، کاواریس (وروالیز)، آستاکانا (محل انگور، اِستانا/مذر)، کوریاندرا (چارکنت)، خوانا (خلم)، مناپیا (اندرآب)، ایوکراتیدا (ایوکراتیدیه، چارپایه)، باکتریا رگیا (بلخ شاهستان)، سوروگانا در جنوب بلخ (محل جشن و شادی، خلوسی-سین تسیزیان منابع چینی، سمنگان)، فراتو (فرخلم)، ماراکودرا (بند امیر) و مارکاندا (مَر-کاندا ، بسیار پرشاخه، پنجاب).
سمنگان (محل موبدان مهرورز و شادی آور پرستنده پیکره مقدس) باید خود همان ایبک حالیه (ای-بک به اوستایی یعنی کسی یا چیزی که خدا دانسته شود) بوده باشد. چون جالب است که و اژۀ سَمَن در سمنگان در سانسکریتی به معنی سَمَنَ به معنی جشنواره و عروسی و اجتماع و به صورت سامن یعنی سخنان مهر آمیز و دلنشین است. لابد از اینجاست که سمنگان محل عروسی رستم قهرمان حماسی شاهنامه به شمار رفته است. آیبک به صورت ابهیکَ در سانسکریت به معنی خوشی است.

سه‌شنبه، خرداد ۰۵، ۱۳۹۴

شهرهای ایران باستان در نقشه های بطلمیوسی

کلاودیوس بطلمیوس در اواسط قرن دوم میلادی نوشته هایی از جغرافیای آن عهد دنیای شناخته شده جهان برجای گذاشته که بعدا در اواخر قرن ١٥ میلادی در روم نقشه هایی بر اساس آن نوشته ها تهیه کردند که برای شناسایی نام و نشان شهرهای کهن و بسیاری از شهرهای حالیه از جمله در مورد ایران کمک فراوان می نماید. این تحقیق که نمی تواند کمال مطلوب باشد، در تلاش برای شناسایی این شهرها و قصبه ها است:
نام شهرهای اَران (آلبانیای قفقاز) در نقشه های بطلمیوسی
نام شهرهای آگوانی/آلبانیا/اران (سرزمین آتش) در نقشه بطلمیوسی با نواحی قابل قیاس کنونی و سابق آنها از این قرار هستند: تاگودا (تاووز)، سامیا (شمکور)، باکچیا (=محل ثروت، گنجه)، دگلانا (داشکسن)، نیگا (نوخا)، آلبینا (=محل سفید، آغدام)، موسیکا (کازاخ)، سامونیس (سومگائیت)، پورتئه آلبانیا (دربند)، بزیاتا (برزنج)، بروسا (برذعه)، گائترا (گوکجه)، آدیبلا (امیشلی)، مامِچیا (مینگه چائور)، آلبانیا (=محل آلوو/آتش، باکو)، آلاموس (دَوَچی)، شاداشا (شابران)، سمینا (شاماخی)، سکاشینا (شکی)، توگوا (قره چوخور، شیروان)، گائوفون (کوبّا)، سانینا (به سانسکریت یعنی گود افتاده، نفت چالا)، گباله (قبله)، کوبوتا (کوباچی)، میسیا (مَرَزه)، یوبولا (جولاچ)، ایونا (آو-یونه،عیونا/محل چشمه، بولاغ)، اِمبولا (بیلقان)، اوسیکا (اوردوباد)، آرساراتا (آستارا)، ساکالبینا (هشت پر) و چُلواتا (سالیانی).
جغرافیای تاریخی آذربایجان در نقشه های بطلمیوسی
در این نقشه ها سهوی در محل دریاچه ارومیه تحت نام مارگیانه (= منسوب به مراغه) صورت گرفته و آن در گوشه ای از گیلان رسم شده است که این باید به واسطه گزارش محل سرچشمه رود قرانقو (شاخه غربی قیزیل اوزن/سفید رود) روی داده باشد که از کوه سهند در جوار دریاچه ارومیه جاری میگردد. شهرهایی نظیر موروندا/مانداگارا (مرند) و فراسپَ (تخت سلیمان)، زاوزاکا (محل زمزمه و دعا، خراجو)، سراسَ (محل سرای، سراسکند، کوره سره) و نازادا (نقده) هم با آن در منطقه گیلان تصور شده اند. سهو دیگر اینکه آذربایجان نه تحت نام خودش بلکه به صورت جزئی از ارمنستان کوچک تصویر شده است که در مرکز با سه شهر تاروا (محل دژ، تربیز/تبریز)، ماتوستانا (محل کتابخانه، مراغه) و زورزوا (محل نیرومند، دوزدوزان= دژ دژها) در سمت شرقی ارمنستان کوچک مشخص هستند. در مورد دو شهر اخیر گفتنی است که حتی در عهد اعراب، نویسندگان موسی بن عیسی کسروی و حسن بن علی همدانی در اواسط قرن سوم برای تحقیق در تواریخ کهن ایرانی به مراغه رفته بوده اند و گنج شیچیکان (محل نگهداری اوستا، مسجد روستای چیکان حالیه) در ١٠ کیلومتری جنوب شرقی مراغه واقع است. در مورد زوزوا (در مقام گاتی-کت-ران) گفتنی است که منظور از آن معبد شهر گزنا (محل سرودهای دینی، خراجو) در ١٢ فرسخی مراغه بوده است که یاقوت حموی از وجود آن خبر داده است. فاصله زورزوا (در مقام دوزدوزان) از این مقدار بیشتر است. در جنوب آذربایجان نام سه شهر اَناریوم (نامحدود و گسترده) و و سیگوه (سئوکوه، محل سود و خراج) و آستاکانه (محل انگور) دیده میشوند که به ترتیب با ارومیه (اورمیاته/آرمائیت باستانی به معنی جایگاه رسا و گسترده) و ساوجبلاغ (مهاباد، محل خراج و سود) و ملکان (انگوران، محل انگور) مطابقت دارند. و در سمت شمال آذربایجان نام دو شهر سوگوسرا (سرای استراحت و خواب کاروانها) و کوبینا (کوپینا، یعنی محل چشمه و چاه و ناف) به ترتیب با شبستر و اردبیل (اردی-ویل= دارای چاه و چشمه و مخزن آب بالنده) مطابقت می نمایند.
نواحی واقع در جنوب غربی دریای مازندران در نقشه های بطلمیوسی
نواحی دور و نزدیک و خود این منطقه را به عنوان ایالت کاسپی (منظور ناحیه قزوین) و کادوسی (گیلان و گشتاسفی) و کردوخی (کردستان) و ماروندی (مرند آذربایجان) آورده اند که بیشتر اسامی قابل شناسایی و تطبیق با برخی نواحی کنونی این نواحی هستند. نام این شهرها با نامهای قابل قیاس شان از این قرار هستند:
١- در ناحیه کاسپی (منظور ناحیه کوتیان [سگپرستان باستانی/سگساران، اسلاف تاتها] قزوین، زنجان، نواحی شمالی همدان) در حوالی رود قیزیل اوزن که رود سیروس (کوروش، یعنی سیلابی) نامیده شده است: فارامبارا (فامنین)، تیگرانا (محل سلاح برنده=زینوکان، زنجان)، گاوازین (قزوین) و آلوسا (آوج). نظر به اینکه نام سفید رود در اینجا به نام قومی آنجا آماردوس آمده است، لذا به نظر می رسد نام سفید رود در اصل [کا]سپی رود (رود مردم کاسپی= سگپرست) بوده است.
٢- در خود کنار دریا در ناحیه کادوسی نامهای زیر دیده میشوند: گاباله (قبله)، سانینا (نفت چاله)، اوسا (محل چشمه، ویل وان)، ناندا (نمین)، فازابا (پیلسوار)، تازینا/دژ کادوسیان (تازه آباد)، ورنه (محل ثروت و خوشی، هروآباد/خلخال)، گابریس (گرمی یا گیوی)، سازوآ (شنگیر)، ساندیس (سندس)، زالاسا (کلشتر)، کورنا (کنارسر)، امانا (امین آباد)، ثاساسرا (سرای واقع در سایه، صومعه سرا) و سیروپلیس (کیور چال).
٣- نواحی آذربایجان که با رودهای ارس و قرانقو به این ناحیه منتسب شده اند: موروندا (مرند)، تونزارما (دزمار)، فناسپه (محل پرورش ستور، گوجه قلعه هشترود)، آ[و]زاگا (محل چشمه زاری، زنوز)، زازاگا (محل طلب دعا، خراجو) و سراسَ (سراسکند). ۴- در سمت غربی به سوی کنار دریاچه مارگیانه (ارومیه) از نواحی کردوخی (کردستان) دو شهر یاد شده اند: نزدا (نقده) و آرسیس کا (محل مردم دارنده توتم بزکوهی/سکا، سقز).
ماد-کاسپیانه در نقشه های بطلمیوسی
در نقشه های بطلمیوسی که در آلمان تهیه شده نام محل های بیشتری نسبت به نقشه پتروس دِ تورّ در روم سال ١۴٩٠ دیده میشود. نام این شهرها با نواحی قابل قیاس شان از این قرار است:
فاذابا/پهاذابا (بیله سوار)، ناندا (نمین)، گابریس (گرمی یا گیوی)، فراسپَ/پراسپَ (تخت سلیمان)، کورنا (کنار سر)، زالاسه (کلشتر)، آمانا (امین آباد)، آکولا (گلوگاه)، اوراکانا (محل پایینی، انزلی)، گالا (کلسر انزلی)، مانداگارسیس (آب ماندگار، رشت)، فناکا (فومن)، الیکادرا (لاهیجان). آگانزانا (قزوین)، بتینا (بوئین زهرا)، وساسپا (اسفاران)، نیگوذا (پنهان در پایین، کمیجان)، رازوندا (رزن)، ونکا (ونک، در جنوب شرقی کمیجان)، سنائیس (سنگاوین)، تراواسکا (طرز آباد)، چوآن (چوبینه)، آرادیس (آرا قلعه)، کوکاسترا (قهاوند)، گوریمنا (فرمیهن)، اکباتانا (همدان)، نیفاواندا (نوازن)، زانیا (سنیجان)، آروزیس (آرزومند)، رهاسپا (لنجرود)، گِرِپا (گرماب یا قره تپه)، دوتتهه (جوزان)، سیگبنا (سامن)، ارشاکیا (اشتاد)، قئونه (قروه در جنوب رزن)، هراکلیا (هرائین)، لاراسا (لالجین)، گابِنه (قیدار)، داریائوسا (دارای چشمه، بناب)، سینکار/زینکار (کر زینو باستانی= محل سلاح برنده، زنجان)، الیسداسا (ارشت)، مانداگارا (ماه نشان)، فناسپا (محل نگهداری اسپان، گوجه قلعه/گاو-جا دژ)، زازاکا (خراجو)، آرسیساکا (محل مردم تقدیس کننده بزکوهی، سقز)، آلینزا (ایرانشاه)، بیثیا (بیجار)، کابرسا (قروه)، زارانیس (سریش آباد قروه)، پاراچا (بهار)، ثبرگه کارینِ (سنقر)، تیبرکانا (تویسرکان)، آندریاکا (محلات)، کلائوکا (کرمجکان)، آرگارو دسَ (ورجان)، آباکائنَ (ابرآشتیان)، آرادریفا (کاشان)، تائوتیکه (گرمسار)، زرما (زرند)، ایوروپا (ری).
فاصلۀ شهرهای رشت در کنار منطقه دربیکان تا ساری در نقشه های بطلمیوسی
مانداگارسیس (محل چشمه مردابی)، آلیگادرا (محل چسباندن و بافتن)، سانائیس (واقع در سینه)، رهازوندا (محل رودباری)، فناکه (محل مواد غذایی و میوه)، ساگا (سنگی)، سرامانا (سرای ماندگاری و ساروجی) و مَروسا (محل پرچشمه و پر آب) که به ترتیب با رشت (محل تالاب آبناک)، لاهیجان (محل بافتن پارچه ابریشمی)، سنگان (محل واقع در سینه)، رودبار، فومن (محل میوه و مواد غذایی)، ساقی کلایه (دژ سنگی)، ساری (محل استوار و ساروجی) و آمل (محل آب نیرومند) مطابقت دارند.
نام شهرهای هیرکانیا (گرگان) در نقشه های بطلمیوسی
از شرق به غرب مناطق زیر یاد شده است: ابربینا (بنای سترگ)، آسموریا (محل تیز)، هیرکانیا (محل بهره)، مِسوکا (چشمه بزرگ)، سیگین (محل زیبا)، کاسپا (محل دیده بانی درخشان)، سوربا (نیرومند)، آدریاسپا (محل رام کردن اسپ) و بارانگا (محل بارگیری). این شهرها به ترتیب با شهرها و روستاهای زیر قابل تطبیق و قیاس می باشند: استراباد (آبادی سترگ، گرگان حالیه)، اینچه برون (دماغه باریک)، ویرانه شهر گرگان باستانی کنار گنبد کاوس، کوکلان، گنبد کاوس، صوفیان، رامیان و بناور.
نام شهرهای منطقه ری در جغرافیای بطلمیوس
بر روی نقشه های بطلمیوسی از شمال به سمت جنوب نام این نواحی دیده میشود: تراوایا (محل دفاعی و پیروزی)، آورادیس (بالایی)، دروازه کاسپی، زریما (سر سبز)، ایوروپوس (دارای چشمه آب وسیع)، سیگریانیکا، آباسِنا (محل پشتی)، تاوتیکا (محل گرم)، کاناتهه (محل آب انبار)، آرگاروس دسا (محل با ارزش)، کلاواسا، آندریا (داخلی، میانی) و آرادریفا (محل شادی بخش) که به ترتیب با این مناطق کنونی مطابقت دارند: فیروزکوه، دماوند، دروازه خوار، زرند، شهر رغه/ری (محل چشمۀ عالی)، ساوه، ابر آشتیان (آشتیان)، گرمسار، قم، ورجان، کرمجگان، محلات و کاشان (محل عمارت آرزویی).
نام شهرهای منطقۀ لرستان در نقشه های بطلمیوسی
در نقشه های بطلمیوسی بین ناحیه رغه (ری) و ساگارتی (کرمانشاهان) از ناحیه سینگیان (شین-گیان، محل گیاهزاری) نام برده شده است که مطابق همان ناحیه لُرستان (محل درختان) است. در آن محل شهرهای آلیزا، گابینا (محل محافظتی)، زارانیس (زبران-ایس، محل بلندی توانا)، سابراسا و [آ]لاراسا نشان داده شده است که به ترتیب با الشتر، بروجرد (محل باروی گرداگرد)، محل دژ فلک الافلاک خرم آباد، شاپورخواست (چغلوندی؟) و الیگودرز قابل قیاس می باشند.
نام و نشان نواحی منطقه ساگارتی (کرمانشاهان) در نقشه های بطلمیوسی
جالب است که در نقشه نام منطقه ساگارتی (غارنشین و سنگ کن) و کوه آن زاگروس (زاکری-اوس= کوه بلند) در اینجا متفاوت هستند. یعنی نام زاگروس بر خلاف تصور غالب از نام ساگارتی گرفته نشده است. در این جا فقط اسم سه شهر ذکر شده است که به راحتی قابل شناسایی هستند. بیتهایا (خانه مقدس)، کارینا (محل سنگی) و تهبرگا (تَوی-بر-کا، محل سلاح برنده) که به ترتیب با بیستون (خانه خدا، بیت باعان باستانی)، کر-میثین (محل سنگی، کرمانشان/ کرمانشاهان) و کرند (محل ابزار برنده، کوارینت/کرینتاش باستانی) مطابقت دارند.
در سمت شمال غربی ساگارتی در آن سوی دیگر کوهستان، نام شهرهای بانه، سیساره (سیسر، سنندج)، دِگیا (دوکان؟)، زیگیرا (زولان؟) و اوروبا (خورمال؟) دیده میشوند.
نواحی اصفهان (پارتاکانه) در نقشۀ بطلمیوسی سال 1490
ورذان (گلپایگان یا بروجن)، ماردیسنه (مارشنان)، تناگرا (تیران)، کابان (گابۀ اصفهان؟)، مس آباتائه (آبادی بزرگ، میمه؟)، سوارا (سمیرم)، آسپادانا (اصفهان)، آبینه (ابیانه)، پوتی کارا (ارجان)، اوزوآ (اژیه)، آکسیما (=اکوه زیمه، کوهپایه). سرانجام تناگوس آرنه سوس بندری در کنار خلیج فارس (یعنی محل بسیار با شکوه، بندر بوشهر). به نظر می رسد منظور از سرزمین صادرات چوب اعلا که نزد سومریها نام تیلمون (محل درخت با شکوه و کامل، تیل: کامل، مون= درخت) را داشته است، همین شهر بوشهر (بوش-شهر= شهر آراسته و با شکوه) و ناحیه جنگلی پشت سرش در بین اصفهان و بوشهر (لیان باستانی عیلامیان) بوده است.
نظری غیر عادی راجع به نام شیراز و پارس
در نقشه های بطلمیوسی مربوط به ایران که نشانگر محل شهرهای قدیمی عهد بطلمیوس هستند نام پرسپولیس به صورت شهری مسکونی در حدود شیراز دیده میشود. در حالی که خود تخت جمشید (کاخ پارسه) در این عهد شهر قابل توجهی نبوده است و این موضوع این سؤال را برمی انگیزد که آیا منظور از خود شهر پارسه/پرسپولیس، شیراز نبوده است. دو وجه اشتقاق سانسکریتی -یونانی و ایرانی آنها پَریسَ[ر]- پولیس (شهر انگور) و شی-رَز (محل انگور) نیز جدی بودن این نظر مطرح می سازند. چون احتمال دارد شکل ایرانی واژۀ سانسکریتی پریسر (انگور) بیشتر به پرس شبیه بوده است که با پارس یکی گرفته شده است. به احتمال بسیار روایت درخت تاکی در خواب آستیاگ در رابطه با پیدایی کوروش روییده بوده است، نشانگر این بوده است که خود نام پارس به معنی انگور گرفته می شده است: مطابق گفته هرودوت: "در سال اول ازدواج ماندانا و کمبوجیه، آستیاگ شاه ماد در خواب دید که از شکم دخترش ماندانا تاکی رویید که شاخ و برگ آن تمام آسیا را پوشید". در خبری از یونانیان که منبع اصلی اش را پیدا نکردم گفته شده است "تاک زرینی که در خوابگاه پادشاهان هخامنشی بر چناری زرین می پیچد، مظهر پادشاهان هخامنشی بوده است". بر این اساس خود جمشید در نام تخت "جمشید" (ییمه خشئته) به صورت "جمبو[که] خشئته" در سانسکریت و اوستایی معنی محل انگور درخشان بدون هسته را می داده است. حتی خود نام اهورامزدا به صورت اهورا مذ دا معنی خدای خالق مِی را می دهد و این می رساند اهورامزدا در اصل خدای قبیله ای شراب و انگور پارسیان بوده است.
شهرهای ناحیه پارس در نقشه های بطلمیوسی
نام این شهرها با شهرهای قابل قیاس شان از این قرار است: پوریوسپانا (یاسوج)، پوتیکارا (محل پاک، ارجان)، آرده آ (اردکان)، تراگونیکا (محل سه چشمه/کا-ثرون، کازرون)، تائپا (محل واقع بر تپه، بُرازجان)، اوروباتیس (محل رفهای ساحلی گسترده، سیراف)، روگو مانیس (دیر)، یونائا (کنگان)، پارتا (ولایت)، چورودنا (خورموج)، ماتونا (میمند فیروز آباد)، تائوکه (توج)، گابرا (جهرم)، باتسینا (فسا)، کورّا (قیر)، سینا (سیمکان)، آربوآ (سروستان)، کائوفیاکا (کفری)، پرسپولیس (شیراز/تخت جمشید)، نیسرگه (نگارستان)، مارهاسیوم (مرودشت)، سیکتا (ستخر/استخر)، کوتامبا (استهبان)، پارادون (داراب)، پاساراکاچا (لار)، گابائه (جویم)، اوزیا (اِوَز)، مامیدا (لامرد)، بریسوآنا (بستک)، باگرادا (بندر لنگه).
نام شهرهای اَهواز و عِراق در نقشه های بطلمیوسی
جنوب خوزستان از قدیم به نام سومری کیسیا (سرزمین پایینی) خوانده میشده است و این هیئت در نقشه های بطلمیوسی نیز محفوظ است. در این نقشه ها در منطقۀ کیسیا شهری به نام انو- ختَ (به زبانهای کهن ایرانی یعنی محل پایینی) دیده میشود. از این جا معلوم میشود که نام اَهواز از شکل سانسکریتی و اوستایی اَوَذَ (در پایین نهاده) گرفته شده است.
در مورد نام شهر و سرزمین عِراق گفتنی است سوای اینکه این نام به صورت شهر اَراکَّ در نقشه های بطلمیوسی دیده میشود بر روی یک جام آرامی بابلی اواخر عهد ساسانی نیز به صورت شهر و سرزمین ایرَگ به همراه نام میشان ذکر شده است. نام اِراک در فرهنگ لغات اکدی و آشوری به معنی منطقه سر سبز آمده است. لذا ترجمه ایرانی آن کَسکر (محل سبز و کشتزاری) بوده است که در عهد اسلامی بدین شهر جنوب بین النهرین اطلاق میشده است.
نام و نشان شهرهای خوزستان در نقشه های بطلمیوسی
خوزستان در نقشه های بطلمیوسی با سه نام الدیمایی، چالداپیتس (هالتاماتی) و کیسیا (سرزمین پایینی) مشخص شده است. در آن از شمال به جنوب نام این شهرها دیده میشود: برگان (محل بهره و میوه، دزفول)، سوسا (شوش)، آگارّا (شهر پیشرفته و شایسته/ شائیشتر، شوشتر)، سِلا (محل عمارت، رام هرمز)، انوختَ (محل پایینی) که معادل با اَوَذَ اوستایی و سانسکریت به معنی (محل در پایین نهاده شده) همان اهواز است. نام اِوَز فارس نیز به همین معنی به نظر می رسد. تاریانیا (محل گذرگاهی، معبره که تصحیف به محمره شده است، خرمشهر)، گران (محل سرودهای نیایش) که در عربی به عبادان (محل مؤمنین) ترجمه شده است (آبادان). در آن سوی اروند رود نام پاسینی (آراسته و زیبا) مطابق بصره (بس سرئو) به معنی بسیار زیبا در منطقۀ خَراسَنَ (محل خورابه ها) است.
خفض زبان عربی به معنی "پایین آوردن" نشانگر آن است که نام خوزستان در اصل از ترجمه نام سومری کیسیا (سرزمین پایینی) در زبانهای سامی عاید شده است. در رابطه با تبدیل خفض به خوز گفتنی است علی القاعده حروف "ف" و "ض" زبانهای سامی در زبان فارسی به "و" و "ز" تبدیل شده است. نام اوستایی ایرانی کهن آنجا یعنی ورنه را هم- که زادگاه فریدون (کوروش) به شمار رفته- میشود به صورت "ور- نی" به معنی سرزمین سمت پایینی گرفت.
نام شهرهای پارت (سمنان و خراسان) در نقشه های بطلمیوسی
نام این شهرها با شهرهای قابل قابل قیاس کنونی شان از این قرار هستند: دوردومانا (محل گریزگاهی و سخت، درجزین)، آرسیانه (محل بزکوهی، آهوان)، آمبرداکس (چنبره نیرومند، امیریه دامغان)، هکاتوم پیلون (ویرانه قومس در نزدیکی دامغان)، کاریپراکا (خرقان)، رهوآره (محل ارابه جنگی/چخره، شاهرود)، پَربره (بُزغان)، سوفیس (چشمه پرسود، توس)، میسیا /مه نیسایا (نیشابور)، سینداگا (محل خشنود کننده و غنی، شهمیرزاد)، سمینا (سمنان)، آسپا[ک] (عشق آباد)، آپامیا (بام)، چوانا (جناباد/گناباد)، پاساگرتیا (شهر آراسته، بشرویه[بسیار آراسته])، رهودا (فردوس)، ارتاکانا (محل پشتی، بردسکن)، آپفا[ایک] (بایک)، بهاگا (محل ثروت، فیض آباد)، آرمیانا (فریمان)، تستاخا (دارای آب درخشنده، زاوه/تربت حیدریه)، سیمپسیمدیا (ششتمد)، مرّیجا [کانه](مهنه)، رهوگایا (رقّه).
نام شهرها و قصبه های کرمان (کرمان و هرمزگان) در نقشه های بطلمیوسی
نام این شهرها و قصبه ها با نظایر قابل قیاس شان از این قرار است: پورتوسپانا (رفسنجان)، تاسپیس (بردسیر)، کارمانا (کرمان)، سابیس (سیرجان)، کوپهانتا (کهنوج)، تروآسکا (جیرفت)، اوروآ (فهرج)، آلکساندریا (بم)، چودّا/خودّا (شهر خوشی، نرماشیر)، پارا (پهل)، کاساراپیچ (گچین)، آچیندا (کولقان)، نپیستا (نیم کار)، ترسیانا (تیار)، هُرمز (در کنار میناب)، کومانا (کندال)، رهوگن (زیارت کله)، سافالوس (سیریک)، ماسین (کرکوشکی)، تیسا (توجک)، هیدریاکوس (بونجی مسکی)، کوئیزه (کوه مبارکه)، درنابیلا (زیرکوه)، کوپهان زورومبا (زمین لشکری)، بادموسارنا (جاسک کهنه).
شهرهای گدروسیا (بلوچستان) در نقشه های بطلمیوسی
نواحی یاد شده با شهرها و قصبه های قابل قیاس شان از این قرار است: رهریگا (ریگ)، موله روم (گوردوم)، کوئمبا (کنارک یا چابهار)، رهیزانا (گواتر)، بونیس (مگس، زابلی)، اومیز (سرباز)، سوسیانکا (شستون/ایرانشهر)، اوسکانا (محل چشمه/خا-شی، خاش)، کوتوبارا (جالق)، موسارنا (میرجاوه)، بادارا (بزمان)، کونی (گونیج)، پارسیس (پهره/ایرانشهر)، آربیس (بسیار رسا باشنده، بمپور).
منطقه مرگیانه در نقشه های بطلمیوسی
این منطقه از مرو تا شمال گرگان را شامل می شده است. نام این شهرها با نواحی قابل قیاس شان از این قرار هستند: مارگیانا (مرو)، آنتوخیا (انتاکیه شمال غرب مرو)، دائئا (تجن)، آرگادینا (آرچمن)، ماسونیوم (بزمین)، آریاکا (یارجا)، آراتها (آرتیق)، رهه آ (شهر باشکوه/آساک، شهر عشق آباد)، گوریانه (قره غان)، نیسایه (نیسای شمال خراسان)، اوریانا (قیزیل آروات)، سنا (سنگان یا سنقلی/ حسنقلی). در نقشه های بطلمیوسی در ناحیه مرغیانه (مرو)، در سمت دریای مازندران نام دریه ئِکا دیده میشود که در جاهای دیگر به نقل از بطلمیوس آن را دربیک نوشته اند. از اینجا معلوم میشود که ناحیه دره مرغیانه به سمت دریای مازندران (در دره کانال قره قوم حالیه بین مرو و دریای مازندران) دربیک نشین (منطقه دری ها/ دروپیک ها/سکاییان پارسی برگ هئومه) بوده است.
نام شهرهای سغد در نقشه های بطلمیوسی
نام این شهرهای باستانی با شهرهای قابل قیاس کنونی شان از این قرارند: اِستوبارا (باروی نیرومند، اترار)، تریباکترا (طراز)، الکساندریا اوکسیانه (اسکیفغن، شهری در کنار شاخه کشکه رود در نزدیکی شهر سبز/کش باستانی)، اندیکومُردانا (ماه سرور، آی خانم در کنار آمودریا در سمت قندوز)، درپسا متروپولیس (شهربزرگ ماه و شراره آتش، واشگرد، دوشنبه)، اوکسیانه (وخش)، مروکا (مرکنده، سمرقند)، چولوبسینا (دارای عمارتهای بسیار رسا، بُخارا)، سیروس پولیس (بُنجیکث، اوراتپه در اسروشنه)، الکساندریا اکسترمه (اسکندریه دوردست، خجند) و انیسس (اندیجان).
به علت عدم دسترسی به نقشه های بزرگ شهرهای پنج ناحیه در بر گیرنده افغانستان (آریا، درنگیانا، آراخوزی و پروپانیس، باکتریا) که دارای شهرهای نسبتاَ فراوانی هم بوده اند، بررسی و تطبیق شهرهای آنها به آینده واگذار شد. نقشه بطلمیوسی شهرهای های کهن (منهای ناحیه شمال غرب) در این نشانی قابل دسترسی است:
http://members.casema.nl/h.vandeukeren/histotron/086n32sc05.htm

نام شهرهای سغد در نقشه های بطلمیوسی

نام این شهرها با شهرهای قابل قیاس شان از این قرارند: اِستوبارا (باروی نیرومند، اترار)، تریباکترا (طراز)، الکساندریا اوکسیانه (اسکیفغن، شهری در کنار شاخه کشکه رود در نزدیکی شهر سبز/کش باستانی)، اندیکومُردانا (ماه سرور، آی خانم در کنار آمودریا در سمت قندوز)، درپسا متروپولیس (شهربزرگ ماه و شراره آتش، واشگرد، دوشنبه)، اوکسیانه (وخش)، مروکا (مرکنده، سمرقند)، چولوبسینا (دارای عمارتهای بسیار رسا، بُخارا)، سیروس پولیس (بُنجیکث، اوراتپه در اسروشنه)، الکساندریا اکسترمه (اسکندریه دوردست، خجند) و انیسس (اندیجان).
نامهای استروشنه و بونجکث متعلق به اسروشنه را می توان به سانسکریت و اوستایی به معنی استراحتگاه و محل تجار گرفت.

دوشنبه، خرداد ۰۴، ۱۳۹۴

نامهای باستانی خراجو و دوزدوزان

در نقشه های بطلمیوسی در سمت هشترود دو نام زورزوا و زازاکا دیده میشوند. در کتیبه های سارگون دوم آشوری در این منطقه نام دوردوکا یاد شده است. زازاکا (محل بر آوردن خواهشها) در سمت شرقی مراغه با شهرک خراجو (محل جُستن خواهشها و نیازها) و دو روستای قاطرگتورن کنار آن (خاطر گَتورن= بر آورد کننده خواهش ها) مطابقت دارد. در عهد اعراب آنجا را گزنا (گاث-نه= محل سرودهای دینی) می نامیده اند. اما نامهای دور دوکا (دژ نیرومند) در عهد مادها و زورزوا (جای مسکونی نیرومند) در عهد اشکانی با دوزدوزان (دژ دژها، رویین دژ) در بین هشترود و سراب قابل تطبیق هستند. نام ویرانه قلعه پیردیک (بسیار محافظت کننده) در دوزدوزان گواه درستی این نظر است. لابد جزء زور در اینجا به صورت زئوروَ معنی پیر گرفته شده است.

یکشنبه، خرداد ۰۳، ۱۳۹۴

ماد-کاسپیانه در نقشه های بطلمیوسی

در نقشه های بطلمیوسی که در آلمان تهیه شده نام محل های بیشتری نسبت به نقشه پتروس دِ تورّ در روم سال ١۴٩٠ دیده میشود. نام این شهرها با نواحی قابل قیاس شان از این قرار است:
فاذابا/پهاذابا (پیله سوار)، ناندا (نمین)، گابریس (گرمی یا گیوی)، فراسپ/پراسپَ (هشت پر یا تخت سلیمان)، کورنا (کنار سر)، زالاسه (کلشتر)، آمانا (امین آباد)، آکولا (گلوگاه)، اوراکانا (محل پایینی، انزلی)، گالا (کلسر انزلی)، مانداگارسیس (آب ماندگار، رشت)، فناکا (فومن)، الیکادرا (لاهیجان). آگانزانا (قزوین)، بتینا (بوئین زهرا)، وساسپا (اسفاران)، نیگوذا (پنهان در پایین، کمیجان)، رازوندا (رزن)، ونکا (ونک، در جنوب شرقی کمیجان)، سنائیس (سنگاوین)، تراواسکا (طرز آباد)، چوآن (چوبینه)، آرادیس (آرا قلعه)، کوکاسترا (قهاوند)، گوریمنا (فرمیهن)، اکباتانا (همدان)، نیفاواندا (نوازن)، زانیا (سنیجان)، آروزیس (آرزومند)، رهاسپا (لنجرود)، گِرِپا (گرماب یا قره تپه)، دوتتهه (جوزان)، سیگبنا (سامن)، ارشاکیا (اشتاد)، قئونه (قروه در جنوب رزن)، هراکلیا (هرائین)، لاراسا (لالجین)، گابِنه (قیدار)، داریائوسا (دارای چشمه، بناب)، سینکار/زینکار (کر زینو باستانی= محل سلاح برنده، زنجان)، الیسداسا (ارشت)، مانداگارا (ماه نشان)، فناسپا (محل نگهداری اسپان، گوجه قلعه/گاو-جا دژ)، زازاکا (دارای ترشح نیرومند آب، تخت سلیمان)، آرسیساکا (محل مردم تقدیس کننده بزکوهی، سقز)، آلینزا (ایرانشاه)، بیثیا (بیجار)، کابرسا (قروه)، زارانیس (سریش آباد قروه)، پاراچا (بهار)، ثبرگه کارینِ (سنقر)، تیبرکانا (تویسرکان)، آندریاکا (محلات)، کلائوکا (کرمجکان)، آرگارو دسَ (ورجان)، آباکائنَ (ابرآشتیان)، آرادریفا (کاشان)، تائوتیکه (گرمسار)، زرما (زرند)، ایوروپا (ری).

شنبه، خرداد ۰۲، ۱۳۹۴

نام شهرها و قصبه های کرمان (کرمان و هرمزگان) در نقشه های بطلمیوسی

نام این شهرها و قصبه ها با نظایر قابل قیاس شان از این قرار است: پورتوسپانا (رفسنجان)، تاسپیس (بردسیر)، کارمانا (کرمان)، سابیس (سیرجان)، کوپهانتا (کهنوج)، تروآسکا (جیرفت)، اوروآ (فهرج)، آلکساندریا (بم)، چودّا/خودّا (شهر خوشی، نرماشیر)، پارا (پهل)، کاساراپیچ (گچین)، آچیندا (کولقان)، نپیستا (نیم کار)، ترسیانا (تیار)، هُرمز (در کنار میناب)، کومانا (کندال)، رهوگن (زیارت کله)، سافالوس (سیریک)، ماسین (کرکوشکی)، تیسا (توجک)، هیدریاکوس (بونجی مسکی)، کوئیزه (کوه مبارکه)، درنابیلا (زیرکوه)، کوپهان زورومبا (زمین لشکری)، بادموسارنا (جاسک کهنه).

شهرهای گدروسیا (بلوچستان) در نقشه های بطلمیوسی

نواحی یاد شده با شهرها و قصبه های قابل قیاس شان از این قرار است: رهریگا (ریگ)، موله روم (گوردوم)، کوئمبا (کنارک یا چابهار)، رهیزانا (گواتر)، بونیس (مگس، زابلی)، اومیز (سرباز)، سوسیانکا (شستون/ایرانشهر)، اوسکانا (محل چشمه/خا-شی، خاش)، کوتوبارا (جالق)، موسارنا (میرجاوه)، بادارا (بزمان)، کونی (گونیج)، پارسیس (پهره/ایرانشهر)، آربیس (بسیار رسا باشنده، بمپور).

جمعه، خرداد ۰۱، ۱۳۹۴

آدرس انترنتی نقشه های بطلمیوسی

http://members.casema.nl/h.vandeukeren/histotron/101n28sc05.htm
http://karabakhfacts.com/wp-content/uploads/1467/01/Ptolemy_Cosmographia_1467_-_Central_Europe.jpg
http://www.peopleofar.com/wp-content/uploads/ptolemys-map-of-armenia-major-colchis-iberia-albania-1535-1400.jpg

شهرهای ناحیه پارس در نقشه های بطلمیوسی

نام این شهرها با شهرهای قابل قیاس شان از این قرار است: پوریوسپانا (یاسوج)، پوتیکارا (محل پاک، ارجان)، آرده آ (اردکان)، تراگونیکا (محل سه چشمه/کا-ثرون، کازرون)، تائپا (محل واقع بر تپه، بُرازجان)، اوروباتیس (محل رفهای ساحلی گسترده، سیراف)، روگو مانیس (دیر)، یونائا (کنگان)، پارتا (ولایت)، چورودنا (خورموج)، ماتونا (میمند فیروز آباد)، تائوکه (توج)، گابرا (جهرم)، باتسینا (فسا)، کورّا (قیر)، سینا (سیمکان)، آربوآ (سروستان)، کائوفیاکا (کفری)، پرسپولیس (شیراز/تخت جمشید)، نیسرگه (نگارستان)، مارهاسیوم (مرودشت)، سیکتا (ستخر/استخر)، کوتامبا (استهبان)، پارادون (داراب)، پاساراکاچا (لار)، گابائه (جویم)، اوزیا (اِوَز)، مامیدا (لامرد)، بریسوآنا (بستک)، باگرادا (بندر لنگه).

چهارشنبه، اردیبهشت ۳۰، ۱۳۹۴

ریشه ایرانی نامهای بشقاب و سینی و دوری

به احتمال زیاد بشقاب و سینی به ترتیب به معنی دارای گودی شایسته و مناسب (بوش= شایسته، گف= ژرفا و گودی) و دارای کف گسترده (سی-نی) در زبان اوستایی بوده باشند. دوری می تواند از درِو darev اوستایی به معنی پیچ خورده و خمیده گرفته شده باشد.

دوشنبه، اردیبهشت ۲۸، ۱۳۹۴

Zigenarnas namn och ursprung

Jag är förvånad över varför man har inte märkt ännu tills idag deras riktiga ursprung. Herodotos i sin historia bok nämner ett folk vid namn Sigynnae. Jag tror de har varit förfäderna till Zigenare (oberörbara) eller romani (ner, förnedrade). Deras både namn har sina rötter i sanskrit: शिखिन् zikhin m. religious mendicant, रोमन् roman n. down.
Berättelsen om dem kommer i Herodotos femte bok:
As regards the region lying north of this country no one can say with any certainty what men inhabit it. It appears that you no sooner cross the Ister than you enter on an interminable wilderness. The only people of whom I can hear as dwelling beyond the Ister are the race named Sigynnae, who wear, they say, a dress like the Medes, and have horses which are covered entirely with a coat of shaggy hair, five fingers in length. They are a small breed, flat-nosed, and not strong enough to bear men on their backs; but when yoked to chariots, they are among the swiftest known, which is the reason why the people of that country use chariots. Their borders reach down almost to the Eneti upon the Adriatic Sea, and they call themselves colonists of the Medes; but how they can be colonists of the Medes I for my part cannot imagine. Still nothing is impossible in the long lapse of ages. Sigynnae is the name which the Ligurians who dwell above Massilia give to traders, while among the Cyprians the word means spears.

یکشنبه، اردیبهشت ۲۷، ۱۳۹۴

ریشۀ ایرانی واژۀ ادب

واژۀ ادب که در قرآن ذکر نشده به دو صورت دب و ادب در زبانهای محلی ایران باقی مانده است. میشود آنها را به صورت دا-بِه و ادا-بِه بازسای کرد هر دو به معنی کردار و کنش نیک.अदभ adabha adj. benevolent

معنی نام ارجان و بهبهان

مطابق گفته مقدسی ابز قباد و یا بنا به اقوال دیگر ابز آمید قباد که همان شهر ارجان است، توسط قباد بنا شده است. اَبَز به صورت اَوَس در سانسکریت به معنی دلپذیر است، بنابرین نام ابز آمید قباد به معنی شهر خوشایند قباد بوده است. نام های ارّجان و بهبهان را نیز می توان در رابطه با آن به معنی ارج-گان (محل پر ارج) و به-بو-ان (محل خوب و دلپذیر) معنی کرد. به احتمال زیاد هیئت اَرّجان ترکیب اَر (ارج نهادن)، رَجی (سرزمین حکومتی) بوده است. به نظر می رسد "اَر" (ارج نهادن) با "آریا" (عالی و نجیب) پیوند داشته باشد.
گمان میکنم واژۀ اَوَس (دلپذیر) در ترکیب واژه اوستا در هیئت اوس-ستا (ستایش دلپذیر)هم به کار رفته است.

معنی نام زگناره ها (کولیهای اروپایی)

هرودوت در شرح نواحی کم جمعیت شمال رود دانوب از قومی به نام سیگین یاد می کند که در ارابه ها زندگی می کرده اند و لباس مادی می پوشیده اند و خودشان هم خود را از خویشاوندان مادها می شمرده اند. هرودوت تعجب می کند که این مردم چگونه بدین ناحیه آمده اند ولی خود معترف است که به مرور و دهور این امر ممکن بوده است.
با سپاس از لطف و راهنمایی دوستان. مطلب را بدین صورت اصلاح میکنم: بر اساس معنی نجس اَشکال اروپایی نام این مردم، خود نام مردم سیگین و نام رومانی اخلاف آنها را می توان با سیکهین/زیکهین سانسکریت به معنی گدای مذهبی و رومن سانسکریت به معنی پایین و پست سنجید: शिखिन् zikhin m. religious mendicant , रोमन् roman n. down به نظر می رسد نام آسیایی مردم کولی های سیّار، جت هم، ربطی با جاتکه (گدا) در سانسکریت داشته است. این مردم در قدیم به شغل گدایی و فالگیری و جادوگری و آواز خوانی بوده اند.
به ظاهر کولی فارسی است به معنی کوچندۀ کوله بار بر دوش ولی لولی سانسکریتی است، به معنی شهوانی. و در این رابطه کاولی/کابلی هم می تواند در زبانهای ایرانی به همین معنی شهوانی (زیاده خواه) باشد. جیپسی انگلیسی می تواند با توجه به کلمه سانسکریتی مشابه آن از زبان خود کولی ها به معنی ناخوشایند و منفور گرفته شده باشد: जुगुप्सु jugupsu adj. having a dislike or abhorrence

شنبه، اردیبهشت ۲۶، ۱۳۹۴

منطقه مرگیانه در نقشه های بطلمیوسی

این منطقه از مرو تا شمال گرگان را شامل می شده است. نام این شهرها با نواحی قابل قیاس شان از این قرار هستند: مارگیانا (مرو)، آنتوخیا (انتاکیه شمال غرب مرو)، دائئا (تجن)، آرگادینا (آرچمن)، ماسونیوم (بزمین)، آریاکا (یارجا)، آراتها (آرتیق)، رهه آ (شهر باشکوه/آساک، شهر عشق آباد)، نیسایه (نیسای شمال خراسان)، اوریانا (قیزیل آروات)، سنا (سنگان یا سنقلی/ حسنقلی).
در نقشه های بطلمیوسی در ناحیه مرغیانه (مرو)، در سمت دریای مازندران نام دریه ئِکا دیده میشود که در جاهای دیگر به نقل از بطلمیوس آن را دربیک نوشته اند. از اینجا معلوم میشود که ناحیه دره مرغیانه به سمت دریای مازندران (در دره کانال قره قوم حالیه بین مرو و دریای مازندران) دربیک نشین (منطقه دری ها/ دروپیک ها/سکاییان پارسی برگ هئومه) بوده است.

نام شهرهای پارت (سمنان و خراسان) در نقشه های بطلمیوسی

نام این شهرها با شهرهای قابل قابل قیاس کنونی شان از این قرار هستند: دوردومانا (محل گریزگاهی و سخت، درجزین)، آرسیانه (محل بزکوهی، آهوان)، آمبرداکس (چنبره نیرومند،امیریه دامغان)، هکاتوم پیلون (ویرانه قومس در نزدیکی دامغان)، کاریپراکا (خرقان)، رهوآره (محل ارابه جنگی/چخره، شاهرود)، پَربره (بُزغان)، سوفیس (چشمه پرسود، توس)، میسیا /مه نیسایا (نیشابور)، سینداگا (محل خشنود کننده و غنی، شهمیرزاد)، سمینا (سمنان)، آسپا[ک] (عشق آباد)، آپامیا (بام)، چوانا (جناباد/گناباد)، پاساگرتیا (شهر آراسته، بشرویه[بسیار آراسته])، رهودا (فردوس)، ارتاکانا (محل پشتی، بردشکن)، آپفا[ایک] (بایک)، بهاگا (محل ثروت، فیض آباد)، آرمیانا (فریمان)، تستاخا (دارای آب درخشنده، زاوه/تربت حیدریه)، سیمپسیمدیا (ششتمد)، مرّیجا [کانه](مهنه)، رهوگایا (رقّه).

جمعه، اردیبهشت ۲۵، ۱۳۹۴

نظری غیر عادی راجع به نام شیراز و پارس

در نقشه های بطلمیوسی مربوط به ایران که نشانگر محل شهرهای قدیمی عهد بطلمیوس هستند، نام پرسپولیس به صورت شهری مسکونی در حدود شیراز دیده میشود. در حالی که خود تخت جمشید (کاخ پارسه) در این عهد شهر قابل توجهی نبوده است و این موضوع این سؤال را برمی انگیزد که آیا منظور از خود شهر پارسه/پرسپولیس، شیراز نبوده است. دو وجه اشتقاق سانسکریتی –یونانی و ایرانی آنها پَریسَ[ر]- پولیس (شهر انگور) و شی-رَز (محل انگور) نیز جدی بودن این نظر مطرح می سازند. چون احتمال دارد شکل ایرانی واژۀ سانسکریتی پریسر (انگور) بیشتر به پرس شبیه بوده است که با پارس یکی گرفته شده است. به احتمال بسیار روایت درخت تاکی در خواب آستیاگ در رابطه با پیدایی کوروش روییده بوده است، نشانگر این بوده است که خود نام پارس به معنی انگور گرفته می شده است: مطابق گفته هرودوت: "در سال اول ازدواج ماندانا و کمبوجیه، آستیاگ شاه ماد در خواب دید که از شکم دخترش ماندانا تاکی رویید که شاخ و برگ آن تمام آسیا را پوشید". در خبری از یونانیان که منبع اصلی اش را پیدا نکردم گفته شده است "تاک زرینی که در خوابگاه پادشاهان هخامنشی بر چناری زرین می پیچد، مظهر پادشاهان هخامنشی بوده است". بر این اساس خود جمشید در نام تخت "جمشید" (ییمه خشئته) به صورت "جمبو[که] خشئته" در سانسکریت و اوستایی معنی محل انگور درخشان بدون هسته را می داده است. حتی خود نام اهورامزدا به صورت اهورا مذ دا معنی خدای خالق مِی را می دهد و این می رساند اهورامزدا در اصل خدای قبیله ای شراب و انگور پارسیان بوده است. وارونا در وداها ایزد دانای آسمان شب معرفی شده است، از این نظر به اهریمن ایزد جهان تاریکی شبیه است. ولی همزاد وارونا، وارونی الهه شراب (مادیه، سورا) است و همزاد اهریمن، اهورامزدا است. از اینجا نیز به ایزد شراب بودن اهورامزدای عهد باستان می رسیم.
لذا نام قبیله حکومتی پارسیان یعنی پاسار- گادیان را میشود به معنی مردم محل سرزمین انگور (پَریسار-گادیان) گرفت. نظر به اینکه وارونا و وارونی (در اساس به معنی آسمان محیط بر همه چیز) در زبانهای ایرانی می توانستند با واژۀ وارونه و ضد سنجیده شوند، لذا معلوم میشود عنوان انگره مینو (ذات بدِ) اهریمن و عنوان خدای نیکی اهورامزدا از همین معنی حادث شده است.

نواحی واقع در جنوب غربی دریای مازندران در نقشه های بطلمیوسی

نواحی دور و نزدیک و خود این منطقه را به عنوان ایالت کاسپی (منظور ناحیه قزوین) و کادوسی (گیلان و گشتاسفی) و کردوخی (کردستان) و ماروندی (مرند آذربایجان) آورده اند که بیشتر اسامی قابل شناسایی و تطبیق با برخی نواحی کنونی این نواحی هستند. نام این شهرها با نامهای قابل قیاس شان از این قرار هستند:
١- در ناحیه کاسپی (منظور ناحیه کوتیان [سگپرستان باستانی/سگساران، اسلاف تاتها] قزوین، زنجان، نواحی شمالی همدان) در حوالی رود قیزیل اوزن که رود سیروس (کوروش، یعنی سیلابی) نامیده شده است: ناندا (نوبران)، فازابا (هزاوه)، فارامبارا (فامنین)، تیگرانا (محل سلاح برنده=زینوکان، زنجان)، گاوازین (قزوین) و آلوسا (آوج). نظر به اینکه نام سفید رود در اینجا به نام قومی آنجا آماردوس آمده است، لذا به نظر می رسد نام سفید رود در اصل [کا]سپی رود (رود مردم کاسپی= سگپرست) بوده است.
٢- در خود کنار دریا در ناحیه کادوسی نامهای زیر دیده میشوند: گاباله (قبله)، سانینا (سالیان)، اوسا (محل چشمه، ویل وان)، تازینا/دژ کادوسیان (هشت پرطوالش)، ورنه (محل ثروت و خوشی، هروآباد/خلخال)، فناسپه (فناکه، فومن)، گابریس (چشمه گابری، گوراب)، سازوآ (شنگیر)، ساندیس (سندس)، زالاسا (کلشتر)، کورنا (کنارسر)، امانا (امین آباد)، ثاساسرا (سرای واقع در سایه، صومعه سرا) و سیروپلیس (کیور چال). ٣- نواحی آذربایجان که با رودهای ارس و قرانقو به این ناحیه منتسب شده اند: موروندا (مرند)، تونزارما (دزمار)، آ[و]زاگا (محل چشمه زاری، زنوز)، زازاگا (محل ترشح نیرومند آب= شیز، تخت سلیمان) و سراسَ (سراسکند).
۴- در سمت غربی به سوی کنار دریاچه مارگیانه (ارومیه) از نواحی کردوخی (کردستان) دو شهر یاد شده اند: نزدا (نقده) و آرسیس کا (محل مردم دارنده توتم بزکوهی/سکا، سقز).

نام و نشان نواحی منطقه ساگارتی (کرمانشاهان) در نقشه های بطلمیوسی

جالب است که در نقشه نام منطقه ساگارتی (غارنشین و سنگ کن) و کوه آن زاگروس (زاکری-اوس= کوه بلند) در اینجا متفاوت هستند. یعنی نام زاگروس بر خلاف تصور غالب از نام ساگارتی گرفته نشده است. در این جا فقط اسم سه شهر ذکر شده است که به راحتی قابل شناسایی هستند. بیتهایا (خانه مقدس)، کارینا (محل سنگی) و تهبرگا (تَوی-بر-کا، محل سلاح برنده) که به ترتیب با بیستون (خانه خدا، بیت باعان باستانی)، کر-میثین (محل سنگی، کرمانشان/کرمانشاهان) و کرند (محل ابزار برنده، کوارینت/کرینتاش باستانی) مطابقت دارند.
در سمت شمال غربی ساگارتی در آن سوی دیگر کوهستان، نام شهرهای بانه، سیساره (سیسر، سنندج)، دِگیا (دوکان؟)، زیگیرا (زولان؟) و اوروبا (خورمال؟) دیده میشوند.

پنجشنبه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۹۴

نام و نشان شهرهای خوزستان در نقشه های بطلمیوسی

خوزستان در نقشه های بطلمیوسی با سه نام الدیمایی، چالداپیتس (هالتاماتی) و کیسیا (سرزمین پایینی) مشخص شده است. در آن از شمال به جنوب نام این شهرها دیده میشود: برگان (محل بهره و میوه، دزفول)، سوسا (شوش)، آگارّا (شهر پیشرفته و شایسته/ شائیشتر، شوشتر)، سِلا (محل عمارت، رام هرمز)، انوختَ (محل پایینی) که معادل با اَوَذَ اوستایی و سانسکریت به معنی (محل در پایین نهاده شده) همان اهواز است. نام اِوَز فارس نیز به همین معنی به نظر می رسد. تاریانیا (محل گذرگاهی، معبره که تصحیف به محمره شده است، خرمشهر)، گران (محل سرودهای نیایش) که در عربی به عبادان (محل مؤمنین) ترجمه شده است (آبادان). در آن سوی اروند رود نام پاسینی (آراسته و زیبا) مطابق بصره (بس سرئو) به معنی بسیار زیبا در منطقۀ خَراسَنَ (محل خورابه ها) است.
خفض زبان عربی به معنی "پایین آوردن" نشانگر آن است که نام خوزستان در اصل از ترجمه نام سومری کیسیا (سرزمین پایینی) در زبانهای سامی عاید شده است. در رابطه با تبدیل خفض به خوز گفتنی است علی القاعده حروف "ف" و "ض" زبانهای سامی در زبان فارسی به "و" و "ز" تبدیل شده است. نام اوستایی ایرانی کهن آنجا یعنی ورنه را هم- که زادگاه فریدون (کوروش) به شمار رفته- میشود به صورت "ور- نی" به معنی سرزمین سمت پایینی گرفت. در مجموع نامهای ایرانی و سومری خوزستان و اهواز یعنی انوخت (محل پایینی)، ورنه (محل پایینی) و اَوَذَ (محل پایینی) و کیسیا (محل پایینی) نشانگر آن هستند که کلمه خوزستان با کلمه خفض زبانهای سامی به معنی پایین آوردن و کیسیای زبان سومری (محل پایینی) و اَوَذ َسانسکریت (محل پایینی) مربوط بوده است.

نام شهرهای اَهواز و عِراق در نقشه های بطلمیوسی

جنوب خوزستان از قدیم به نام سومری کیسیا (سرزمین پایینی) خوانده میشده است و این هیئت در نقشه های بطلمیوسی نیز محفوظ است. در این نقشه ها در منطقۀ کیسیا شهری به نام انو- ختَ (به زبانهای کهن ایرانی یعنی محل پایینی) دیده میشود. از این جا معلوم میشود که نام اَهواز از شکل سانسکریتی و اوستایی اَوَذَ (در پایین نهاده) گرفته شده است.
در مورد نام شهر و سرزمین عِراق گفتنی است سوای اینکه این نام به صورت شهر اَراکَّ در نقشه های بطلمیوسی دیده میشود بر روی یک جام آرامی بابلی اواخر عهد ساسانی نیز به صورت شهر و سرزمین ایرَگ به همراه نام میشان ذکر شده است. نام اِراک در فرهنگ لغات اکدی و آشوری به معنی منطقه سر سبز آمده است. لذا ترجمه ایرانی آن کَسکر (محل سبز و کشتزاری) بوده است که در عهد اسلامی بدین شهر جنوب بین النهرین اطلاق میشده است.

نام شهرهای هیرکانیا (گرگان) در نقشه های بطلمیوسی

از شرق به غرب مناطق زیر یاد شده است: ابربینا (بنای سترگ)، آسموریا (محل تیز)، هیرکانیا (محل بهره)، مِسوکا (چشمه بزرگ)، سیگین (محل زیبا)، کاسپا (محل دیده بانی درخشان)، سوربا (نیرومند)، آدریاسپا (محل رام کردن اسپ) و بارانگا (محل بارگیری). این شهرها به ترتیب با شهرها و روستاهای زیر قابل تطبیق و قیاس می باشند: استراباد (آبادی سترگ، گرگان حالیه)، اینچه برون (دماغه باریک)، ویرانه شهر گرگان باستانی کنار گنبد کاوس، کوکلان، گنبد کاوس، صوفیان، رامیان و بناور.
نواحی واقع در جنوب غربی دریای مازندران در نقشه های بطلمیوسی
نواحی دور و نزدیک و خود این منطقه را به عنوان ایالت کاسپی (منظور ناحیه قزوین) و کادوسی (گیلان و گشتاسفی) و کردوخی (کردستان) و ماروندی (مرند آذربایجان) آورده اند که بیشتر اسامی قابل شناسایی و تطبیق با برخی نواحی کنونی این نواحی هستند. نام این شهرها با نامهای قابل قیاس شان از این قرار هستند:
١- در ناحیه کاسپی (منظور ناحیه کوتیان [سگپرستان باستانی/سگساران، اسلاف تاتها] قزوین، زنجان، نواحی شمالی همدان) در حوالی رود قیزیل اوزن که رود سیروس (کوروش، یعنی سیلابی) نامیده شده است: ناندا (نوبران)، فازابا (هزاوه)، فارامبارا (فامنین)، تیگرانا (محل سلاح برنده=زینوکان، زنجان)، گاوازین (قزوین) و آلوسا (آوج). نظر به اینکه نام سفید رود در اینجا به نام قومی آنجا آماردوس آمده است، لذا به نظر می رسد نام سفید رود در اصل [کا]سپی رود (رود مردم کاسپی= سگپرست) بوده است.
٢- در خود کنار دریا در ناحیه کادوسی نامهای زیر دیده میشوند: گاباله (قبله)، سانینا (سالیان)، اوسا (محل چشمه، ویل وان)، تازینا/دژ کادوسیان (هشت پرطوالش)، ورنه (محل ثروت و خوشی، هروآباد/خلخال)، فناسپه (فناکه، فومن)، گابریس (چشمه گابری، گوراب)، سازوآ (شنگیر)، ساندیس (سندس)، زالاسا (کلشتر)، کورنا (کنارسر)، امانا (امین آباد)، ثاساسرا (سرای واقع در سایه، صومعه سرا) و سیروپلیس (کیور چال). ٣- نواحی آذربایجان که با رودهای ارس و قرانقو به این ناحیه منتسب شده اند: موروندا (مرند)، تونزارما (دزمار)، آ[و]زاگا (محل چشمه زاری، زنوز)، زازاگا (محل ترشح نیرومند آب، شیز، تخت سلیمان) و سراسَ (سراسکند).
۴- در سمت غربی به سوی کنار دریاچه مارگیانه (ارومیه) از نواحی کردوخی (کردستان) دو شهر یاد شده اند: نزدا (نقده) و آرسیس کا (محل مردم دارنده توتم بزکوهی/سکا، سقز).

سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۲، ۱۳۹۴

فاصلۀ شهرهای رشت در کنار منطقه دربیکان تا ساری در نقشه های بطلمیوسی

مانداگارسیس (محل چشمه مردابی)، آلیگادرا (محل چسباندن و بافتن)، سانائیس (سینه)، رهازوندا (محل رودباری)، فناکه (محل مواد غذایی و میوه)، ساگا (سنگی)، سرامانا (سرای ماندگاری و ساروجی) و مَروسا (محل پرچشمه و پر آب) که به ترتیب با رشت (محل تالاب آبناک)، لاهیجان (محل بافتن پارچه ابریشمی)، سنگان(سینه گان)، رودبار، فومن (محل میوه و مواد غذایی)، ساقی کلایه (دژ سنگی)، ساری (محل استوار و ساروجی) و آمل (محل آب نیرومند) مطابقت دارند.

جغرافیای تاریخی آذربایجان در نقشه های بطلمیوسی

در این نقشه ها سهوی در محل دریاچه ارومیه تحت نام مارگیانه (= منسوب به مراغه) صورت گرفته و آن در گوشه ای از گیلان رسم شده است که این باید به واسطه گزارش محل سرچشمه رود قرانقو (شاخه غربی قیزیل اوزن/سفید رود) روی داده باشد که از کوه سهند در جوار دریاچه ارومیه جاری میگردد. شهرهایی نظیر موروندا/مانداگارا (مرند) و فراسپَ (تخت سلیمان)، زاوزاکا (محل زمزمه و دعا، خراجو)، سراسَ (محل سرای، سراسکند، کوره سره) و نازادا (نقده) هم با آن در منطقه گیلان تصور شده اند. سهو دیگر اینکه آذربایجان نه تحت نام خودش بلکه به صورت جزئی از ارمنستان کوچک تصویر شده است که در مرکز با سه شهر تاروا (محل دژ، تربیز/تبریز)، ماتوستانا (محل کتابخانه، مراغه) و زورزوا (محل زمزمه سرودهای دینی نیرومند= گاتی-کت-ران، قاطرگتورن علیا و سفلی در کنار خراجو/گزنای باستانی یا به احتمال بیشتر به معنی محل ترشح نیرومند آب= شیز، تخت سلیمان) در سمت شرقی ارمنستان کوچک مشخص هستند. در مورد دو شهر اخیر گفتنی است که حتی در عهد اعراب، نویسندگان موسی بن عیسی کسروی و حسن بن علی همدانی در اواسط قرن سوم برای تحقیق در تواریخ کهن ایرانی به مراغه رفته بوده اند و گنج شیچیکان (محل نگهداری اوستا، مسجد روستای چیکان حالیه) در ١٠ کیلومتری جنوب شرقی مراغه واقع است. در مورد زورزوا (در مقام گاتی-کت-ران) گفتنی است که منظور از آن معبد شهر گزنا (خراجو= محل جنگاوران) در ١٢ فرسخی مراغه بوده است که یاقوت حموی از وجود آن خبر داده است. فاصله زورزوا (در مقام شیز/تخت سلیمان) از این مقدار بیشتر است. در جنوب آذربایجان نام سه شهر اَناریوم (نامحدود و گسترده) و و سیگوه (سئوکوه، محل سود و خراج) و آستاکانه (محل نیرومند) دیده میشوند که به ترتیب با ارومیه (اورمیاته/آرمائیت باستانی به معنی جایگاه رسا و گسترده) و ساوجبلاغ (مهاباد، محل خراج و سود) و تخت سلیمان مطابقت دارند. و در سمت شمال آذربایجان نام دو شهر سوگوسرا (سرای استراحت و خواب کاروانها) و کوبینا (کوپینا، یعنی محل چشمه و چاه و ناف) به ترتیب با شبستر و اردبیل (اردی-ویل= دارای چاه و چشمه و مخزن آب بالنده) مطابقت می نمایند.

دوشنبه، اردیبهشت ۲۱، ۱۳۹۴

مطابقت شهر خرم آباد با شهر باستانی خارتیش کاسیان

مکان و نام خرم آباد با شهرهای عیلامی خیدالو (شوشتر) و سیماش (سمیرم) و شهر لرستانی شاپورخواست (چغلوندی) سنجیده اند ولی عجیب است که آن را با شهر مرکزی مهم کاسیان یعنی خارتیش (خوَرَثَ-ایش= محل نگهبانی با شکوه) که خاریشپی (خوَرَثَ-پی= دژ با شکوه) هم خوانده میشده است، مقابله نکرده اند. در صورتی نام خرم آباد از ریشه اوستایی خوَر (شکوهمند) با این اسامی مترادف و همریشه است.

نام شهرهای اَران (آلبانیای قفقاز) در نقشه های بطلمیوسی

نام شهرهای آگوانی/آلبانیا/اران (سرزمین آتش) در نقشه بطلمیوسی با نواحی قابل قیاس کنونی و سابق آنها از این قرار هستند: تاگودا (تاووز)، سامیا (شمکور)، باکچیا (=محل ثروت، گنجه)، دگلانا (داشکسن)، نیگا (نوخا)، آلبینا (=محل سفید، آغدام)، موسیکا (کازاخ)، سامونیس (سومگائیت)، پورتئه آلبانیا (دربند)، بزیاتا (برزنج)، بروسا (برذعه)، گائترا (گوکجه)، آدیبلا (امیشلی)، مامِچیا (مینگه چائور)، آلبانیا (=محل آلوو/آتش، باکو)، آلاموس (دَوَچی)، شاداشا (شابران)، سمینا (شاماخی)، سکاشینا (شکی)، توگوا (قره چوخور، شیروان)، گائوفون (کوبّا)، سانینا (به سانسکریت یعنی گود افتاده، نفت چالا)، گباله (قبله)، کوبوتا (کوباچی)، میسیا (مَرَزه)، یوبولا (جولاچ)، ایونا (آو-یونه،عیونا/محل چشمه، بولاغ)، اِمبولا (بیلقان)، اوسیکا (اوردوباد)، آرساراتا (آستارا)، ساکالبینا (هشت پر) و چُلواتا (سالیانی).

شهرهای منطقه ری در جغرافیای بطلمیوس

بر روی نقشه های بطلمیوسی از شمال به سمت جنوب نام این نواحی دیده میشود: تراوایا (محل دفاعی و پیروزی)، آورادیس (بالایی)، دروازه کاسپی، زریما (سر سبز)، ایوروپوس (دارای چشمه آب وسیع)، سیگریانیکا، آباسِنا (محل پشتی)، تاوتیکا (محل گرم)، کاناتهه (محل آب انبار)، آرگاروس دسا (محل با ارزش)، کلاواسا، آندریا (داخلی، میانی) و آرادریفا (محل شادی بخش) که به ترتیب با این مناطق کنونی مطابقت دارند: فیروزکوه، دماوند، دروازه خوار، زرند، شهر رغه/ری (محل چشمۀ عالی)، ساوه، ابر آشتیان (آشتیان)، گرمسار، قم، ورجان، کرمجگان، محلات و کاشان (محل عمارت آرزویی).

یکشنبه، اردیبهشت ۲۰، ۱۳۹۴

نام شهرهای منطقۀ لرستان در نقشه های بطلمیوسی

در نقشه های بطلمیوسی بین ناحیه رغه (ری) و ساگارتی (کرمانشاهان) از ناحیه سینگیان (شین-گیان، محل گیاهزاری) نام برده شده است که مطابق همان ناحیه لُرستان (محل درختان) است. در آن محل شهرهای آلیزا، گابینا (محل محافظتی)، زارانیس (زبران-ایس، محل بلندی توانا)، سابراسا و [آ]لاراسا نشان داده شده است که به ترتیب با الشتر، بروجرد (محل باروی گرداگرد)، محل دژ فلک الافلاک خرم آباد، شاپورخواست (چغلوندی؟) و الیگودرز قابل قیاس می باشند.

ریشۀ ایرانی واژه های پول و سکه

پول از پورَ در زبانهای قدیم هندوایرانی به معنی پُر کردن بوده و اشاره به قالب ریختن و ریخته گری سِکّه داشته است گرچه پول از جانب دیگر بر گرفته از پُهل پهلوی (پهله سانسکریت) به معنی مزد و پاداش آخر کار به نظر میرسد. چون خود کلمات معرب سکه و سبیکه بر گرفته از سَئِپَکَ زبانهای قدیم ایرانی به معنی ذوب شده و ریخته گری شده به نظر می آیند. پس واژۀ سکه که در روی برخی سکه های عهد اعراب دیده میشود در واقع نه نشانگر سیستان بلکه به معنی سکه بوده است. ولی کلمه ذوب که در قرآن ذکر نشده از ریشه اوستایی سَئِپَ (ریخته گری) نیست، چون کلمه اکدی zuābu به معنی روان کردن، ذوب را یک کلمه سامی نشان میدهد.

شنبه، اردیبهشت ۱۹، ۱۳۹۴

Gaumata Bardia is both Zaratoshtra and Gautama Buddha

Abstract of my article about Gaumata.
Ketesyas says the ruler of Darbykans (Daris?) armies had elephantidae and indies. witch anther place names him Spitak, adopted son of Cyrus. And Gaumata (Spandata) has ruled in [Dari language] Balkh/Baktria, before than had been Cambyses deputy. The name of Balkh (Bahlakeh) in Sanskrit language is synonymous with Nepal i Tibetian (meaning Holy Land) and it means splendor plain.
According Ketesyas Bardias (Gaumata Bardias?) mother, Amitis was dotter of Astyag (the king of the Medes) . And in another place says she was mother of Spitak Spitman. He is Zoroashtra Spitman according Herzfeld.
Names and epithets to store the brother of Spitak Spitman the different sources of variation: Megaberan (stepson and brother of Cyrus), Vishtasp, Tigran, Oropast, Arzhasp all means Tiger. Names and epithets to Spitak (white) has been Zaratoshtra, Zaryader, Zairi vairi, Gaumata, Patizit all means knowledge of the ancient religion verses. Even Gautama Buddha means (the wise keeper of religious verses). His epithet Bardia means the mighty. Gaumata Bardias image in his cave is 188cm, while the service the man with him is about 50 cm. These brothers during Astyag and Spitamas Time steered in turn order of Armenia and Azerbaijan. When Cyrus killed Astyag and Spitama changed these brothers lanskap to Varkana at (southeast of the Caspian Sea) and Darbikia (Dari the land around Baktria). Gaumata Bardia has also been Atosas husband, Cyrus groom.
In the Bible has Gaumatas name come in the form Haman (mumbler) and the Koran in the form Saleh (righteous). When Gaumata Bardia and Vahizadata Bardia (the younger son of Cyrus) was heard rumors of Kambyses death in Egypt, met them together in Paishyaovada in Pars and Gaumata elected vice-king, but Darius did the coup, killing both them and called them the false Bardias. Buddha in variants Bu-uza and Bhu-uddha means in Avesta and Sanskrit, the mighty, and it is synonymous with Bardia. Sincerely Javad Mofrad

جمعه، اردیبهشت ۱۸، ۱۳۹۴

معنی نام ساوه

نظر به اینکه نام باستانی ساوه را سواکینه (محل سودمند) آورده اند، لذا نام ساوه را به سادگی می توان مرکب از سوَ-وه اوستایی یعنی محل منسوب به سودمندی گرفت. نام این شهر را می توان با ساکسوکنو باستانی تاریخ ماد به معنی دارای محل سود فراوان سنجید. در نقشه های بطلمیوسی هم در سمت غربی ناحیه ری دو منطقه مجاور هم به نامهای زاریما (در هیئت زَرِمه یعنی محل سبزی) و سیگریان (در هیئت سوگریان یعنی محل سود رسان) دیده میشوند که به ترتیب مطابق زرند و ساوه هستند.

سه‌شنبه، اردیبهشت ۱۵، ۱۳۹۴

بررسی نام چهار نام اوستایی پسران کی ائیپی وَنگهو

نام کی اپیوه (ائیپی ونگهو اوستایی) را یوستی به معنی متمایل به نیکی گرفته است. وی مطابق با اوپیته/اوپیس منابع آشوری است به معنی لفظی خوبی کننده و خیرخواه که به همراه چهار پسرش بوده است که ابتدا در سمت رود قزل اوزن و قره سو به فعالیت سیاسی علیه آشور پرداخت بعد که اوضاع سخت شد به سمت پارتاکی (ناحیه کاشان) روی آورد. می دانیم وی تحت نام اپیوه پسر کیقباد (دیاکو) که بعد از وی از پیش ویتیریسا (رؤسای اورارتویی که نزد وی به گروگان بود) به ایران/ماد برگشت و مطابق منابع آشوری چهار پسرش همراه وی بوده اند. این چهار تن در اوستا چنین نامیده شده اند: کَوی اوس/کی اوسَذن (فرمانروای سرزمین چشمه ساران)، کَوی اَرَشن (فرمانروای نیک کردار)، کَوی پیسیننگهه (فرمانروای آراسته)، کَوی بیرشن ( فرمانروای دو بار نیک کردار). ولی منابع آشوری تنها نام رسمی سه تن از آنان را به صورت خشثریتی (نیرومند) و مامیتی آرشو (داری منش درستکاری) و دوساننی (رهبر پسندیده و خوشی دهنده) آورده اند و ظاهراَ نام یکی از چهار پسر را که به نظر می رسد همان کَوی پیسیننگهه (فرمانروای آراسته) باشد، ذکر نکرده اند. اما منابع آشوری سه تن دیگر یعنی خشثریتی (کیکاوس) و مامیتی آرشو (کوی ارشن) و دوساننی (کوی بیرشن) را به ترتیب با محل فرمانروایی ایشان کارکاشی/بیت کاری (محل عمارت سنگی= کاشان) یا همان بیت ساگبات (عمارت سنگی) و ایالت مادای (در دره قزل اوزن) و ایالت شاپاردا (در سمت کبودر آهنگ همدان) یاد نموده اند که از این میان رهبری با خشثریتی (کوی اوسذن، کیکاوس) بوده است. ظاهراَ در پیدایی عنوان کوی بیرشن (فرمانروای دو بار درستکار) جزء دو در نام دوساننی با بی اوستایی (دو) معادل گرفته شده است. نام ولایت وی شاپاردا (به معنی جای بخشش و آشتی) هم بعدا به معنی جای پرواز گرفته شده و با کبودر آهنگ جایگزین شده است. نظر به قاعده اتفاق تبدیل "ش" به "ک" در فارسی کبودر در شکل شپودر به وضوح یاد آور شکل تلخیص شدۀ شاپاردا است.

جمعه، اردیبهشت ۱۱، ۱۳۹۴

نامهای باستانی برخی مناطق بین استانهای کرمانشاهان و کردستان

در لشکرکشی که سارگون دوم آشوری در سال ٧١٣ پیش از میلاد به سمت الیپی (ما بین کردستان و کرمانشاهان و همدان) که تحت فرمانروایی تالتا (به لغت سانسکریت یعنی سرکوب کننده اشرار) بود صورت گرفت، از نواحی زیر یاد شده است که با توجه به معانی لفظی سانسکریتی/اوستایی این اماکن با نامهای جغرافیایی قابل قیاس کنونی شان از این قرار هستند:
سیگری سو (گسترده در سینه کوهستان)/صحنه (دژ واقع در سینه کوه) [نام سنندج/سیسر جای دیگر به صورت سی سیرتو= محل بسیار گسترده و نیرومند ذکر شده است]، بائیت عان (خانه ایزد آسمان)/بیستون (بغستان)، ماد (سرزمین نجبا)، آپساخوتی (دارای آب بسیار با شکوه)/مریوان (محل آب فراوان)، پارنوآتی (به سمت پایین قرار داده شده، دارای خانه های پلکانی)/پاوه، اوتیرنا (واقع در سرپایینی دامنه)/اورامان (دارای خانه های واقع در سر پایینی)، دیریستانو (محل نیرومند)/دیوزند، اوریاکی (محل نیرومند)/قروه (محل وسیع و نیرومند)، ریمانوتی (محل شادی)/روانسر، اوپورئی (بالایی)/باوله، اویادائوئه (محل نگهبانی نیرومند)/اوربه، بوستیس (محل نیرومند باشنده)/بست، آگازی (محل واقع در دره ژرف)/سنقر(شین گور= محل واقع در گودی)، آمباندا (محل تقسیم آب)/امین آباد، دانانو (محل غلات)/دانان. ایالت دوردست کشور آریبی شرق و همچنین ایالت مادهای مقتدر (نظر به ترادف ماد و آریزانتی به معنی نجبا باید نام قوم واحدی باشند که به نظر می رسد همان ساگارتیان ماد بوده باشند).