یکشنبه، اردیبهشت ۰۲، ۱۳۹۷

معنی فسیل/فسیله

واژۀ فَسیل که در شاهنامه به کار رفته است در فرهنگ لغات عربی فسیله به معانی خرما و غذای حیوانی است. لذا در اساس به آن نوع خرمایی اطلاق می‌شود که صرف دامها می‌شده است. بر این پایه آن بر گرفته از کلمۀ اوستایی/پهلوی پَسو (گله) به نظر می رسد در مجموع یعنی آن چه منسوب به گله و رمه است.

شنبه، اردیبهشت ۰۱، ۱۳۹۷

ریشۀ محتمل کلمات میوه و مویز و دوشاب

میوه به معنی رشد کنندۀ فربه و مویز به معنی میوۀ خشک و شیرین به نظر می رسند:
.मीवति verb mivati {miv} grow fat or corpulent
.वसु adj. vasu dry, वसु adj. vasu sweet
دوشاب می تواند مرکب از کلمات سنسکریتی دوشَ (له شده) و آپ (مایع) یعنی در مجموع به معنی مایع حاصل از مواد له شده باشد:
.दूष adj. dUSa corrupting, अप् f. ap water

معنی محتمل واژۀ خرما

کلمه مَخَ (مَکهه) در سانسکریت به معانی بشاش، شاد، با نشاط، قوی، فعال است. بنابراین احتمال زیاد دارد واژۀ مُخ به معنی خرما از این کلمه گرفته شده باشد و بر این پایه واژه خرما از ترکیب واژه های اوستایی هو (دارا بودن) و رَمَ (لذت و خوشی) ساخته شده است:
रम adj. rama pleasing, रम adj. rama delighting, रम adj. rama rejoicing.

جمعه، فروردین ۳۱، ۱۳۹۷

ترکیب واژۀ انگبین

جناب مجید روهنده چنین ترکیبی را از واژۀ انگبین آورده است:
hangu- (queen bee) and Iranian paina- (honey) by KT WITCZAK
ولی ممکن است انگبین به طور ساده ترکیب هنگ (انبار، کندو) و پین (غذا) یعنی غذای به دست آمده از کندوی عسل بوده باشد. جزء انگ در انگور و انجیر هم با کلمۀ سنسکریتی انگَ (مجتمع، خوشه ای) با حالت کندویی و خوشه ای/شانه ای انگبین در پیوند می نماید. انجیر پر از دانه های ریز درونی است. انار هم می تواند مخفف انگار (برخوردار از مجتمع) بوده باشد. احتمال دارد انبه هم به خاطر شکوفه خوشه ای اش بر گرفته از اَنبُه (کثیر و جمعی) بوده باشد.
نظر به هَنگ کردی یعنی زنبور و اینکه زنبور جمعی زیست می کند، لذا هنگ به معنی جمعی می تواند نامی بر زنبور عسل بوده باشد. در این صورت انگبین یعنی غذای زنبور.

پنجشنبه، فروردین ۳۰، ۱۳۹۷

مطابقت ابراهیم و عبرانیان با ایبال پی ال دوم و ملت اشنونه ای وی

طبق منابع بابلی ملت اشنونه ای ایبال پی ال دوم مغلوب سیوِ پَلَر هوپک پادشاه عیلام و بعد مغلوب حمل ترسناک حمورابی (امُرافل) تورات شد که سبب فراری شدن مردمانی اشنونه و ماری به سوی کنعان گردید. کنعانی که بعد از آن اتحادیه هیکسوسها در آنجا تشکیل شد که به مصر حمله ور گردید. مفهوم ایبال پی ال یعنی [سازندۀ] تودۀ باستانی مسکن خدا به وضوح یاد آور ابراهیم قربانی سوختنی آور تورات و کعبه بنیان کن قرآن است. ایبال پی ال شهر پادشاه اشنونه (در معنی آتش ابدی) بود، نامش با نام اور (شهر آتش ابراهیم) مترادف است. به نظر می رسد جزء اول نام ایبال پی اِل یعنی ایبال (اِبال) به وساطت مصریان با ایبر (عبری) مطابقت داده شده است که در نزد ایشان حرف ل با ر مطابق میشده است:
Ebal:ancient heaps,Pi:abode ,El:the God
Esh: the fire, Non: posterity; a fish; eternal
Ur: fire

چهارشنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۹۷

معنی جوجه تیغی (ژوژک)

ژوژک (خارپشت) و ژی کاسه (خارپشت) از واژه های اوستایی گوز (پنهان کردن) و سنسکریتی گوهیه (ژوهیه) به نظر می رسند. ملک الشعرا بهار از نمونه تبدیل تیگ/تیغ/تیز/تیژ یاد کرده است:
.गूह्य gUhya having been hidden
نام اوستایی وَنگها پَر متصف به سگ ترسو و متعلق به ژوژک هم در معنی در پوست خود جمع شونده مطابق خود واژۀ ژوژک (پنهان شونده [در پوست]، جوجه تیغی) است.

ریشه ایرانی محتمل واژۀ تنبور

اگر واژۀ تنبور پهلوی ریشه ایرانی داشته باشد می تواند ترکیبی از تن (دن: فریاد و غوغای ناشی از نشاط) و بُر (بُرش، زخمه) داشته باشد.
.तान m. tAna monotonous tone
نظر به واژۀ تانَ سنسکریت و دَن فارسی احتمال دارد واژه های طنین و طنطنه معرب از این کلمه بوده باشند.

سه‌شنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۹۷

رئوس مثلثهای رحمت و زحمت

مثلث رحمت: واقعیت، مسئولیت، اخلاق
مثلث زحمت: افسردگی، اضطراب، خشم

ریشۀ فارسی کلمۀ طنز

ممکن است کلمات تنزه و طنز عربی هردو به تصریف از ناز و نازُکی (ظرافت) فارسی اخذ شده باشند:
طنز. [طَ] (ع مص) فسوس کردن (بازی و ظرافت کردن).(منتهی الارب) (منتخب اللغات). فسوس داشتن. (دهار). افسوس داشتن. (زوزنی). افسوس کردن. (تاج المصادر). || بر کسی خندیدن. || عیب کردن. (زوزنی). || لقب کردن. (زوزنی). || سخن به رموز گفتن. (غیاث) (آنندراج). || (اِمص) طعنه. (غیاث) (آنندراج). سخریه: آنچه دیده و شنیده از احوال نوخاستگان و حرکات ایشان و سخنان با طنز که می گفتند باز راند. (تاریخ بیهقی ص 599). بزرگان طنز فرا نستانند. (تاریخ بیهقی ص 392).

یکشنبه، فروردین ۲۶، ۱۳۹۷

تمثال کله قند مخروطی جمهوری اسلامی

در گذشته که جمهوری اسلامی محک نخورده بود، باور مذهبی مردم وجه حاکمیت در قاعدۀ استوار و وجه دموکراتیک بی وزن آن در رأس و متزلزل قرار داده بود. الان که از تجربه تلخی که مردم از نحوۀ غیر علمی و تبعیض آمیز اصولگرایان پیدا کرده اند آن رأس بی مقدار سابق تبدیل به قاعده در بالا و آن قاعده سابق تبدیل به رأس بی مقدار در پایین شده و کله قند حاکمیت به وضع ناپایدار و احتضار افتاده، ولی اصولگرایان که اهل تغییر و تحول نیستند بر ماندن بر روی این رأس ناپایدار اصرار دارند. در حالی که مطابق اخبار جدید نسیم اصلاحات در عربستان و کره شمالی وزیدن گرفته است بر عرصۀ کشتی ناپایدار ما همچنان به جای مارتین لوترها، سنت اگوستین ها نشسته اند. و این وضعیت نارضایتی اکثریت مردم در داخل با توجه به دشمن تراشی ای که از عربستان و اسرائیل و امریکا شده و میشود، تمامیت ارضی آتی مملکت را در مخاطره قرار می دهد.