دوشنبه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۹۷

مطابقت نام ایل کُردی مُکری با ستروخاتیان

نظر به معنی سنسکریتی نام ایل مُکری (پُر سُخن) این نام با نام قبیله مادی ستروخاتیان (بلند سخن گویندگان) و نیز نام ملکه سنگهواک (سخنگوی انجمن) یا همان آمیتیس ملکه آذربایجان و اران و ارمنستان و کردستان در عهد سپیتمه (داماد و ولیعهد آستیاگ) مرتبط است:
.मौखर्य n. maukharya garrulity
نامهای زبانی و قومی مهاباد یعنی پیران و سوران به صورت پئورو-ری-ان (پُر آوازان) و سور-ری-ان (نیرومند آوازان)یا سور-یان (منسوبین به مار) می توانند به همان معنی ستروخاتیان (نیرومند سخنگویندگان) باشند.
ارمیای نبی در باب ششم کتاب خود در تورات از عبارت "به آواز خود مثل دریا طغیان خواهند کرد" در باره این مردم ستروخاتیان/کردان سورانی به معنی دارندگان گفتار نیرومند یاد کرده است که از تیره سکایی-کیمری اتحادیۀ قبایل ماد بوده اند . گفته ارمیای نبی از این قرار است: "کرنا در شهر تقوع بنوازید و علامتی در هکاریم بر افرازید، زیرا بلایی از طرف شمال است و شکستی عظیم روی خواهد داد... خداوند چنین میگوید، اینک قومی از زمین شمال میاورم، امتی عظیم از اقصای زمین بر خواهند خاست و کمان و نیزه خواهند گرفت. ایشان مردان ستم کیش می باشند که ترحم ندارند. به آواز خویش مانند دریا طغیان خواهند کرد..."

اشاره به قوم دارای توتم عقاب در تورات

در تورات به قومی غیر سامی دارای سمبل عقاب که زبانشان نسبت به دیگر زبانهای منطقه بیگانه بوده سخن گفته شده است. این قوم در اوستا به صورت سائینی (قوم منسوب به عقاب) و نزد استرابون به صورت سوئنس در قفقاز جنوبی یاد شده که به نظر می رسد قوم ارامنه بوده باشد که نیای اساطیری خود را های‍ک (هاو-ک، عقاب) می نامیدند و در عهد تدوین تورات در سمت شمال بین النهرین ح‍کومت مقتدری را تشکیل داده بودند:
در تورات، کتاب تثنيه، باب ۲۸، آيه‌ ۹ تا آخر می گوید: « و خداوند از دور يعنی از اقصای زمين امتی را که مثل عقاب میپرد، بر تو خواهد آورد
امتی که زبانش را نخواهی فهميد
امتی مهيب صــورت که طرف پيران را نگاه دارد
و بر جوانان ترحم ننمايد».
در تورات نام ارامنه به صورت توگرمه (ارامنه نیرومند) به همراه اشکناز (پرستندگان بزان کوهی، سکاها) و ریفات (کشندگان، مارپرستان، کیمریان) یاد شده است.
تصویر مردان مسلح پر عقاب بر کلاهخود بر ی‍ک سنگ نگاره آشوری و تصویر تیگران بزرگ پادشاه ارمنستان در آغاز عهد رومیها با نقش دو عقاب بر تاجی که کنگره هایی شبیه پَر دارد.

شنبه، اردیبهشت ۲۹، ۱۳۹۷

شباهت عناوین زرتشت (زرتوشترا) و بودا (بودّها) به نبوِ بابلی

نامهای زرتشت (زرتوشترا، به لغت سنسکریت یعنی دارندۀ خبر خوش و زرین) و بودا (بودّها، به لغت سنسکریت یعنی منّور به دانش) شباهت تامّی به اسم نَبو (اعلام کننده خبر خوش و درخشان) دارند که در بابل نام خدای حکمت و حامی دبیران به شمار می رفته است. چنانکه در تفسیر پهلوی اوستا باقی مانده است این عنوان خدایگانی بابلی به صورت زرتوشتومه (از همه زرتشت تر) در مورد مغان باستانی بزرگ به کار می رفته است. چنانکه ارنست امیل هرتسفلد و هاروی کرافت متوجه شده اند یکی از این مغان باستانی بزرگ شاهزاده سپیتاک سپیتمان (گائوماته بردیه مغ) پسر خوانده کوروش، حاکم بلخ و ناظر امور دره سند بوده است که نام پدر وی سپیتمه با عنوان خاندان زرتشت سپیتمان یکی است و لذا وی به وضوح قابل قیاس با زرتشت سپیتمان و گوتمه بودای بلخ است. در هندوستان به جای عنوان ایرانی زرتوشترا (دارنده خبر خوش و زرین)، لقب بودا (بودّها، منّور به دانش) مصطلح شده بوده است. می توان گفت که عنوان ایزد دانش و خرد خدایگانی نبوِ بابلی مأخذ عناوین پیامبری زرتشت و بودا بوده است. کلمۀ عربی نبی نیز بر گرفته از نام نَبو به نظر می رسد.

جمعه، اردیبهشت ۲۸، ۱۳۹۷

سابقۀ خدایگانی ضحاک ماردوش در سمت بین النهرین

نام نین گیش زیدا از خدایان جهان فرودین را که دو مار شاخدار بر شانه هایش رسته است، به معنی فرمانروای درخت خوب گرفته اند. ولی در لغات سومری گیش به معنی کِرم (مار) و زید به معنی غذا هم آمده است. بر این پایه نام او غذا دهندۀ ماران را هم می داده است. نام سردابۀ تاریک و وحشت انگیز زیر زمینی او درسرزمین بابل در منطقۀ گیش باندا (به معنی ماران جوان [خوار] یا درختان باریک) قرار داشته است. همسر او گشتی نانا (بانوی تاک) است. گشتی نانا را در بابل با کاشیتو همزاد کاشّو (خدای قبیله ای کاسیان) معادل می دانسته اند. جالب است که اینشوشیناک عیلامیان نیز خدای جهان زیرین است و جزء شین (شینا) در نام وی به عیلامی و سنسکریت به معنی مار و اژدها است. اژدها-پلنگ سمبل مردوک بابلی یعنی موشهوشو نیز به معنی مار سمّی (=اژی دهاک) است. نام ضحّاک (خندان) ترجمه نام آشوّر (خندان) خدای ملی آشوریان است که معادل مردوک به شمار می رفته است ولی خود آشّور نه مار شکل و یا دارای سمبل مار بلکه شبیه فروهر اهورامزدا است.
به نظر می رسد آگوم کاک رمه کاسی (اژدهای دارای شمشیر خونین) که در کرند و بابل بین النهرین حکومت نموده و خود را پادشاه کوتیان بی خرد و غیره خوانده، به همراه، نابونید و آستیاگ (اژدهاک= ثروتمند) به زیر خیمۀ نام خدایگانی-پادشاهی اژی دهاک رفته است، اژی دهاک/ضحاکی که هزار سال سلطنت نمود.
در شاهنامه به سبب شفاهی بودن روایات کهن قدیم تحت عنوان برخی نامهای باستانی چند فرد /حتی چند خدا با هم یکی گرفته شده و فرد واحدی به شمار رفته اند. از این گونه نامها است: جمشید، ضحّاک، فریدون، رستم، سهراب، زرتشت، اسفندیار و بهمن.

سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۵، ۱۳۹۷

معنی نامهای سیس (آرارات کوچک) و ماسیس (آرارات بزرگ)

نام اوستایی کوههای آرارات کوچک و بزرگ در اوستا به صورت اِرِزور (دارندۀ لاغری و کوچکی) و بومَ (دارندۀ بزرگی) آمده است، بر این پایه نام کوههای سیس و ماسیس به معنی سنسکریتی آن کوه لاغر (کوچک) و کوه بزرگ خواهد بود:
महिष adj. mahiSa (masisa) great
शिशु m. zizu (sisu) child
بر این پایه خود نام کوه آرارات هم از نام سرزمین اورارتو (سرزمین رودخانه ها) گرفته نشده بلکه به معنی کوه باریک بزرگ است:
उरु adj. uru (Aura, Ara, hAra) great
अरत adj. arata languid
نامهای عربی حارث و حویرث (حارث کوچک) آرارات بزرگ و کوچک هم بر گرفته کلمه مرکب ایرانی هارَ-ثه (کوه بزرگ) به نظر می رسند.

دوشنبه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۹۷

ایزدان هومبان، این شوشیناک و الهه شازی (شالا) در اساطیر عیلامی

احتمال دارد عیلامیها از نخستین مردمانی بوده باشند که به بهشت و جهنم معتقد بوده اند. در تصویر زیر که مربوط به تپه یحیی تمدن ارتته است، مار و آلات برنده و تنه های بریده شده نشانگر یک نوع جهنم است. در این صورت تخت نشین ماردوش مؤنث و سر گاو بر سر مالک جهنم است. بی جهت نیست در اساطیر ایرانی اژی دهاک (ضحاک) به طور جاودانه در غاری (زیر زمینی) محبوس است. اگر تصور کنیم آنها زوج مؤنث و مذکر داشته اند، در این صورت با همزادان یمه و یمی اساطیر هندوایرانی قابل قیاس میگردند که ایزد و الهه جهان زیرین بشمار می رفتند. جالب است که در روایات خواهر (خواهران) جمشید همسر اژی دهاک (ضحاک) به شمار رفته است. یعنی اژی دهاک در مقام خدایگانی با مخاصمش جمشید معادل میگردد. شاید در تصاویر عیلامی بهشت نیز مصور شده باشد. چنانکه امین رفیعی متوجه شد در تصویر، گرز گاوسر، یعنی همان گرزی که فریدون ورنه ای (انشانی، عیلامی) یعنی کوروش، ضحاک را با آن کوفت و بند آورد، نیز در بالای سر مرد ماردوش دیده می شود.
اگر معنی خدا (فرزانه) یا خدای بخشنده برای نام عیلامی هل تمپت درست باشد، جالب خواهد بود که معلوم شود منظور از وی کدام خدای ایلامی است.
خدایان هومبان و این شوشیناک و الهه شازی در این رابطه قابل توجه هستند:
هومبان: عالی ترین خدای مرکز عیلام بود که در اواسط هزاره دوم ق.م در راس خدایان عیلامی قرار گرفت. هومبان می توانست به عنوان خدای بهشت و آسمان به شمار آید و با اهورامزدای ایرانی معادل گرفته شود.
این شوشیناک: او خدای جهان زیرین عیلامی یعنی جهان مردگان بود. درمیان خدایان دیگر ایلامی او عمیق ترین نفوذ را بر روحیات عیلامی ها داشته است. مردم عادی عیلام عنوان پدر ضعیفان را به او داده اند. معنی هل تمپت (سرزمین خدای بخشنده) می تواند اشاره به نام وی باشد. او خدای شهر شوش بود و پرستش او فقط منحصر به پادشاه و کاهنان بوده است. نام این خدا به صورت این-شَیَ-و-شینا-ک می توانست در سنسکریتی اژدهای افعی سرور یعنی اژی دهاک سرور شادیبخش گرفته شود. جزء سنسکریتی شینا (اژدها) که در نام اینشوشیناک دیده میشود، به صورت شین در خود زبان عیلامی هم به معنی مار است. نام پدر پوزور این شوشیناک یعنی شین پی ایش هوک (یعنی کسی که به مار اهدا شده است) نشانگر آن است که در عیلام نام شین (مار) هم به جای نام اینشوشیناک به کار می رفته است.
شازی یا شالا (الهه آب ایلامی): الهه رودها و قاضی محاکمات دشوار بود. تصویر مربوطه زیر می تواند مربوط بدین الهه بوده باشد. چون گناه‍کاران پل قضاوت چینوت زرتشتی نیز به درون دره پر مار رود دائیتی (رود قضاوتگاهی پر مار) سقوط می کنند.

معنی گُرز و وزره

کلمه گرز در سنس‍کریتی معنی خرد کننده و له کننده و وجره معنی سفت و سخت را می دهد.
घर्षति verb gharSati {ghRS} crush
वज्र adj. vajra hard
در لغت نامه وزر و ورز (گرز) که نام های عمود است صور مختلف ی‍ک نام به شمار رفته اند ولی چنانک‍ه می بینیم آنها در سنس‍کریت دو معنی متفاوت دارند: «گرز. [ گ ُ] (اِ) پهلوی وزر ۞ ، اوستا وزرا ۞ ، معرب آن جُرز، ارمنی ورز ۞، هندی باستان وجره ۞ (گرز رعد [ ایندرا]، کردی گورز ۞».

جمعه، اردیبهشت ۲۱، ۱۳۹۷

خانواده ۷۰ فرزندی گودرز کشوادگان (پادشاه کثیر اولاد) همان اشکانیان هستند

خانواده گودرزیان شاهنامه و برخی پهلوانان ایرانی منفرد مرتبط با آنها از جمله رستمِ (پهلوان دشمن شکنِ) مقابلِ اشکبوس و کاموس کشانی (کوجولا کدفیزوس کوشانی) که همان بلاش سوم اشکانی (ولخش= پهلوان نیرومند) است، از اشکانیان هستند که به جهت ملاحظات خصمانه عهد ساسانی به طور جسته و گریخته و پراکنده در مقام سرداران کیانیان از جایگاه زمانی خویش به دورۀ کیانی (مادی) و نوذری (هخامنشی) عقب برده شده اند.
در اوستا یسنا، ها بند ۲۴ نام سورنا (مرد شراب) در رابطه با کراسوس (کرسانی= راهزن) بدین نحو مجمل وارد متون اوستای کهن شده است: "هوم (مِی خوب)[بود] که کرسانی (راهزن) را از شهریاری برانداخت، کسی که از حرص سلطنت خود می نالید [و] می گفت از این پس آتربان (مؤبد آتش) در مملکت من از برای منتشر کردن آیین نگردد، آن که ترقی را در هم شکند، همه ترقی را بمیراند". کرسانی در کتاب زند وهومن یَسن به صورت کرسیاک به صراحت رومی یاد شده است. در این جا در اساس هوم (گیاه مِی خوب) به جای سورَ-نا (مرد شراب) در سانسکریت است و هجیر (خوب چهر) شاهنامه هم به جای اُرُد (هئو-رودَ، خوب چهر) است و کِرِسانی (راهزن) نیز به جای کراسوس فرمانروای رومی است. نام رهام (رئو-هئومه= دارای هوم با شکوه) میخواره شاهنامه نیز متعلق به سورنا به نظر می رسد. نامهای بیژن (وی-جن) و بهرام (ویه-رَم)، هر دو به معنی دشمن شکن، نام عامی بر سرداران و پادشاهان بزرگ پارتی اشکانی و پهلوها (از جمله سورنا) بوده اند.
نامهای گیو و گودرز در این خانواده به همین شکل خود متعلق به اشکانیان هستند. نام پهلوانان منفرد میلاد و فرهاد هم مربوط به مهرداد ها و فرهاد های اشکانی هستند.

پنجشنبه، اردیبهشت ۲۰، ۱۳۹۷

مطابقت خاندان آلاروس با خاندان دیاکوی مادی

گفته بروسوس در مورد این ده پادشاهان باستانی که یاد آور ده پادشاهان ماد (با احتساب سه برادر خشثریتی و سپیتمه داماد و ولیعهد آستیاگ) است. نام آلاروس (آلا-رَ-اوس) در معنی برخوردار از مقام اعلا (شاه) معادل دیاکو (شاه) و لقب اوستایی او کیقباد (شاه فرمانروا) است. یک شار ظاهراً معادل شش سال (شش زار) بوده است که به خطا معادل شش هزار سال به شمار رفته است. با این احتساب آلاروس همانند دیاکو نزدیک شصت سال حکومت نموده است. نام آخرین پادشاه خاندان آلاروس یعنی خیشیثروس هم که در زمان آن ویرانی بزرگ روی داد با هوخشثره ویرانگر آشور مطابقت دارد. نام دومین پادشاه آلاپروس (سخنران) با اوپیته (دانا) همخوانی دارد. نام سومین پادشاه آمیلاروس (پادشاه نیرومند) که مقرش پنتی بیبلون به شمار رفته مطابق خشثریتی (نیرومند) است که در کارکاشی کلنی بابلیان (کاشان) حکومت میکرده است. آمنون (تیرانداز) مطابق مامیتی آرشو (سنجنده در تیراندازی) برادر خشثریتی است. مگالوروس (پادشاه بزرگ) مطابق فرائورت (بسیار ثروتمند) است و سرانجام ثندائوس (ضربت زننده) مطابق آستیاگ (زوبین انداز) است:
It is said that the first king of the land was Alarus.... He reigned ten shar's."
Now, a shar is esteemed to be three thousand six hundred years....
After him Alaprus reigned three shar's; to him succeeded Amillarus from the city of panti-Biblon (the ' city where books were gathered together '), who reigned thirteen shar's....
After him Ammenon reigned twelve shar's; he was of the city of panti- Biblon. Then Megalurus of the same place, eighteen shar 's.
ThenDaos, the Shepherd, governed for the space of ten shar's....
There were afterwards other Rulers, and the last of all Xisithrus (Sisithrus); so that in the whole, the number amounted to ten kings, and the term of their reigns to an hundred and twenty shar's."
(Full text of "Zecharia Sitchin Collection" - Internet Archive)

معنی مترادف نامهای تاتار و قرقیز

نام تاتار را با کلمه چینی تهاتا به معنی کناری سنجیده اند ولی به نظر می رسد آن در اصل به همین معنی صاحبان سرزمین کناری از کلمۀ "تاتا- رَ" در زبان سکایی-سنسکریتی اخذ شده باشد.
तट m. taTa bank, -ra (possesive sign)
نام قرقیزها را با توجه به نام قوم قراختای قدیمی قرقیزستان که به صورت قیراخ- تای معنی لنگه کناری را می دهد، می توان به معنی مردم کناری (قیراخ-اوز) گرفت. مترادف شدن نام قرقیز و تاتار و اینکه ایشان خاستگاه مشترکی در جوار غربی مغولستان داشته اند، نشانگر آن است که این دو قوم از یک تیره بوده اند. به نظر می رسد منظور از سکائیان ماوراء حدود در منابع کهن یونانی همین مردمان هستند.ممکن است نام قرقیز به معنی دارندگان توتم قرقی (باز) هم درک میشده است.