دوشنبه، مرداد ۰۲، ۱۳۹۶

ریشۀ هندوایرانی کلمات معرب عشق و عشقه

برای تکمیل و اصلاح این گفته که "کلمۀ عشق در قرآن وجود ندارد. این کلمه گفته می شود که از عشقه گرفته شده است و آن گیاهی است که به دور درخت می پیچد". مسلم به نظر می رسد که واژۀ عشق مأخوذ از عشقه عربی یا معرب نیست بلکه برگرفته از معادل فارسی آچکۀ سنسکریت (عشق، تمایل به بسیار دوست داشتن) است. تصور میکنم خود آچَکه (عشق، نه مصدر آن، آکا= بسیار دوست داشتن) هم از نظر شکل و معنی به عشق نزدیکتر از ریشه مفروض اخیراً رایج ایسکَ (خواستن) بوده باشد و معنی اجزای آچَکه (عشق) بسیار مشخص است: اَچ= تمایل، آ-کا= بسیار دوست داشتن. حتی مصدر آن به صورت اَکَ به اوستایی در معنی چنگک می تواند ریشۀ واژۀ معرب عشقه (متمایل به پیچیدن و چنگ زدن) بوده باشد:
आचके {आका} Acake {AkA} verb love. अचति {अच्} acati {ac} verb tend.

شنبه، تیر ۳۱، ۱۳۹۶

معنی نامهای کهن بلخ

نامهای کهن بلخ یعنی بهلیکه (بلهیکه) و باختریا در سنسکریت به معنی محل درخشان و محل درخشان ممتاز بوده اند. چون عنوان اوستایی آن یعنی بامی به معنی درخشان و مشعشع گواه آن است:
भा bhA f. lustre, ख kha n.city, तार tAra adj. excellent, भाल bhAla n. lustre, ख kha n.city.
هیئت کهن بخل (بخر) نام بلخ نیز به همین معنی بوده است:
भा bhA f. lustre, खल khala m. place
نام اوستایی بلخ یعنی بخذی را هم میشود در سنسکریت به معنی محل درخشان مبارک گرفت. به نظر می رسد نام شهر بامیان میان بلخ و هرات به معنی محل درخشان و نامهای خود شهر بلخ برای تمایز با آن به معنی محل درخشان ممتاز و مبارک در نظر گرفته شده است:
भा bhA f. lustre, ख kha n.city, शि zi m. auspiciousness

جمعه، تیر ۳۰، ۱۳۹۶

رد پای نبرد کوروش (فریدون) و آستیاگ (آژدهاک) در تاریخ و اساطیر ارمنی

موسی خورنی از دوستی و مصاحبت تیگران پادشاه ارمنستان پسر یرواند زاهد قصیر السلطنه با کوروش و فرستاد شدن تیگرانوحی خواهر تیگران به دربار آژدهاک (آستیاگ= ثروتمند) سخن میگوید. نظر به گفتار کتسیاس در خبر موسی خورنی جابجایی هایی صورت گرفته است. اصل واقعه از این قرار بوده است که تیگران (مگابرن ویشتاسپ) نواده دختری آستیاگ و پسر ملکه آمیتیس (تیگرانوحی) و سپیتمه (اوروت اسپَ، هوم عابد) دستگیر کننده مادیای اسکیتی (افراسیاب) در کنار دریاچه ارومیه بوده است که از این روی از سوی کیاخسار (کیخسرو) به حکومت نواحی جنوب قفقاز و ازدواج با نواده او آمیتیس نائل شده بود. مطابق خارس میتیلنی از ازدواج اینان مگابرن ویشتاسپ (تیگران) و سپیتاک زریادر (گائوماته بردیه) به دنیا آمده بودند که اولی در ماد غربی و کشور سفلی (ارمنستان/اورارتو) و دومی در رغه حکومت میکرده است. این برادر کوچکتر که در رغه حکومت میکرده با اوداتیس (آتوسا دختر کوروش) دختر اُمارتس (کوروش) ازدواج کرده بود: اُمارتس که فرمانروای مراثی های سکایی آن سوی تنائیس (سفید رود) منظور شده همان کوروش است که به گفته کتسیاس پیش از رسیدن به قدرت از سوی آستیاگ به سفارت نزد کادوسیان جنوب غربی دریای مازندران فرستاده شده بود. این ازدواج و ازدواج کوروش با آمیتیس در زنده ماندن سپیتاک و مگابرن (که کتسیاس او را جایی برادر کوروش می نامد) دخیل بوده اند. چون کتسیاس میگوید آستیاگ بعد از شکست از کوروش در همدان قایم شده بود چون از دستگیری و شکنجه نوادگان دختری خود مگابرن و سپیتاک آگاه شد، برای رهایی ایشان خود را تسلیم نمود. کوروش چون آستیاگ و سپیتمه را از سر راه خود بر داشت نواحی فرمانروایی مگابرن ویشتاسپ (تیگران) و سپیتاک زریادر (گائوماته بردیه مغ) را از ارمنستان/کردستان و رغه به گرگان و بلخ تغییر داد. لذا داستان ارمنی سه برادر (کوروش، تیگران و ؟) که با آژ دهاک (آستیاگ) نبرد می کنند همان داستان شاهنامه برادران فریدون (کوروش) و کتایه (مگابرن) و برمایه (سپیتاک) می باشند:
کتاب تاریخ ارمنستان موسی خورنی چاپ ایروان را دارم این رؤیا در آن آمده است: آژدهاک (آستیاگ) خواب ترسناک خود را چنین توضیح میدهد: "ای دوستان عزیز در رؤیا چنین می نمود که من در یک کشور ناشناس هستم. در کنار یک کوه سر به فلک کشیده که قله اش پوشیده از یخ به نظر می رسید و گویی میگفتند که این کشور ارمنستان است. وقتی که من دقیقاَ به آن کوه نگریستم زنی به لباس ارغوانی و با حجاب نیلگون، با چشمان درشت و رخساری گلگون و بلند قامت که روی قله کوه مرتفع نشسته و در مخاض بود به چشمم افتاد. وقتی که من حیرت زده چشم بدین منظره دوخته بودم، دفعتاً این زن وضع حمل کرده سه بهادر بالغ و کامل زایید. اولی بر شیر سوار و به طرف مغرب می تاخت. دومی بر پلنگ سوار و جهت شمال را در پیش گرفته بود و اما سومی که عنان بر اژدهای عجیب الخلقه ای زده بود به سوی کشور ما می تاخت."

پنجشنبه، تیر ۲۹، ۱۳۹۶

ریشۀ محتمل نام قهرمان

ممکن است نام های کریمان (از نیاکان شاهنامه ای رستم) و قهرمان در معنی پهلوان با این کلمۀ سنسکریتی به معنی نیرو مربوط بوده باشند: क्रम krama m. strength. ولی این ترکیب در معنی مرد کشنده در باب این اسامی بیشتر محتمل به نظر می رسد:
कार kAra m. killing, मनु manu m. man

وجه اشتقاق محتمل واژۀ پهلوی روسپی

نظر به ریشه های سنسکریتی اجزاء این نام، آن به معنی دهندۀ رابطۀ جنسی شهوانی است:
री ri adj. giving, possessing, सापयति { सप्} sApayati {sap} verb caus. have sexual intercourse.
یا रुru m.dividing,सपsapa m.male organ of generation.

شنبه، تیر ۲۴، ۱۳۹۶

زمزمه های گاه و بیگاه تنهایی من

زمزمه های گاه و بیگاه تنهایی من. این بار در سوگ همسایه و هموطن عزیز که پر کشید و رفت.
طبیب اولسام یارالارین باغلایام ------------- سینم اوسته دوگونلیوب داغلایام
لقمان اولسام دا گلایلی آغلایام ------------- سنه حزین حزین حزین آی حزین
گَزن اولدوم گَزن اولدوم آی حزین---------- گَزنلر اِئلینده من اولدوم حزین حزین
نه سندن گوزلیم خبر ورن وار-----------------نه سیزدن گوزلیم بیر ورن نشان
ئیلر بویئی گوزلیرم من سنی------------------کیم لر گلدی کیم لر گئتدی گَلمدین
آمان آمان آمان آمان آی آمان---------------- بوتون بو داغلاری دوتوبدور دومان
گونلر کئچر، آیلار کئچر، ئیل کئچر---------- غربت ائلده یالنیز قالدیم من حزین
بو اولکده من گزیرم سس حزین------------- گذر ائتدیم داغلار اوستون ائتگین
گوزل گوردوم بو اوبادا آی جبین--------- سوزلر حزین، گوزلر حزین آی حزین
یانان اولدوم یانان اولدوم من یانان----------- یانانلار ائلینده من اولدوم یانان یانان

جمعه، تیر ۲۳، ۱۳۹۶

ارتباط جهنم با مُلوخ (مالک جهنم)

جهنم، واژه‌ای است عبری (به عبری: גי(א)-הינום) - (به انگلیسی: Gêhinnôm) گِ + هینوم = درهٔ عذاب، که دره‌ای است در اطراف اورشلیم که راه به سمت بیت‌لحم از آنجا پیموده می‌شود. در گذشته‌های دور، کودکان در آنجا برای خدایی به نام مُلوخ (ارمیا ۷:۳۱) قربانی می‌شدند و بعدها "یوشیا" حاکم یهودیه، اين قربانگاه را به مزبله تبدیل کرد، و آتشی دائمی در آن بر افروخت تا کثافات و لاشه ی حیواناتی که در آن افکنده می شد، سوزانده و نابود شود. این آتش تجسمی شد برای دوزخ (شئول در عبری)، و مکانی برای محکومیت و نابودی گناهکاران (متی ۱۸:۸).
مُلوخ در مقام مقایسه، با اهریمن/اریَمن (در معنی دارای رفتار خصمانه) در ادبیات زرتشتی مطابقت دارد. ایزد اریَمن/ائیریامن در معنی دارای رفتار دوستانه که با صفت ایشیه (خوشرفتار و گرامی) معدوم سازندۀ بیماریها و دردها به شمار رفته است، یاد آور خود اهورا مزدا خدای نیکی و مهربانی است. لابد از این روی همین نام مشترک و متضاد اریَمن/ائیریامن است که اهورا مزدا و اهریمن همزادان متضاد و مخاصم هم به شمار رفته اند. در ادبیات ودایی، اریَمَن سالار و بزرگ ارواح گذشتگان است و سرپرست ارواح نیاکان دانسته شده و پرستش می گردید. مبنای اعتقاد مردمان بر آن بود که کهکشان راهنمای او، یندو (مسیر سوزان) در آسمان خط نور را برای گذرگاه وی ایجاد می کند.

پنجشنبه، تیر ۲۲، ۱۳۹۶

مطابقت امشاسپند شهریور (خشثرَ- وئیریه، در معنی مالک دارای رفتار خصمانه) با ملوخ (مالک) و اریَمن (در معنی دارای رفتار خصمانه) و انگره مئینو (دارای رفتار خصمانه)

Salman Aliyari
دوستان گرامی
در ادبیات پهلوی (مثلاً بندهش)، این ایزد «ایرمن Ērman» است که در پایان جهان، فلز گداخته بر زمین روان می‌کند. اما استاد تقی‌زاده (گاه‌شماری در ایران قدیم، ص 328، پ. 459)، بدون ذکر منبع، می‌فرمایند که این فلز گداخته، نتیجۀ افتادن گوزهر/گوچهر (Gōzihr) (اژدهای کیهانی، جوزهر در متون اسلامی) از آسمان و آتش گرفتن او است. آیا کسی می‌داند استناد ایشان به کدام متن است؟
Shervin Farridnejad
نگاه کنید به این مقاله‌ی پاناینو، در مورد این بخش از اسطوره، و از بین رفتن گوچیهر در رود فلز مذاب که باعث بستن سوراخ‌هایی‌ میشه که اهریمن در آسمان ایجاد کرده، بحث کرده. در واقع روایت درست این هست که رود فلز مذاب، گوچیهر رو هم ذوب میکنه و به این همین دلیل پر‌آب‌تر (!) میشه تا سوراخ‌هایی‌ که اهریمن به وجود آورده رو ببنده:
Panaino, Antonio. ‘Pahlavi Gwcyhl: Gōzihr O Gawčihr?’ In Scritti in Onore Di Giovanni M. D’Erme, edited by Michele Bernardini and Natalia L. Tornesello, 2:795–826. Series Minor. L’Orientale. Napoli: Univ. degli Studi di Napoli L’Orientale, 2005
Javad Mofrad
گوچیهر (گاو چهر) یاد آور ملوخ گاو چهر است که امشاسپند شهریور (ائیریامن؟) که در رابطه با ذوب فلز است با وی مقایسه شده است.
در مورد مطابقت ملوخ با شهریور گفتنی است: به احتمال زیاد نقش ذوب فلز مُلک/ملوخ/شهریور اشاره به آتشی است که در درون تندیس ملوخ برای سوزاندن قربانی روشن می شده است:
Rabbinical tradition depicted Moloch as a bronze statue heated .with fire into which the victims were thrown.(wikipedia).
چون متقابلاً در مورد شهریور: " آنان به درون گودال دوزخ که از آنجا به زمین تاخته بودند، فرو افکنده میشوند و شهریور بر روی سوراخی که ایشان به آن داخل افکنده شده اند فلز گداخته می ریزد." (بهار، بندهش، صفحه 75).
نام سه امشاسپند ماههای تابستان یعنی تیر، مرداد و شهریور در مقایسه با نظایر بابلی آن مطابق آداد، تموز و ملوخ هستند.

چهارشنبه، تیر ۲۱، ۱۳۹۶

معنی ازنا

شهرها و قصبه هایی که در کوهستان زاگروس به نام ازنا نامیده میشوند، مرکب از کلمه اسنَ/ازنَ اوستایی و سانسکریت به معنی سنگ به نظر می رسند؛ چون نام ازنای لرستان در نقشه های بطلمیوسی به صورت آر-ساکیا (رسا-سنگ) دیده میشود.

سه‌شنبه، تیر ۲۰، ۱۳۹۶

منطقۀ لرستان در نقشه های بطلمیوسی

در جنوب غربی منطقۀ ماد که با همدان (اکباتانا) مشخص است، منطقۀ خورومیثرنه که یادآور خورمووه (خرم آباد) است، دیده میشود. در آنجا نام اماکنی هستند که با نواحی قابل انطباق کنونی شان از این قرار است: تبرکارینه (کوهدشت)، کابراسا (کفراج)، تیبرکانا (تمبله)، پراچانا (بروجرد)، سیگریفانا (الیگودرز)، ارساکیا (ازنا)، دوتتهه (دورود)، سیگبانا (زاغه).
تبر کارینا، کابراسا، تیبرکانا، پراچانا، سیگریفانا، ارساکیا، دوتتهه و سیگبانا با توجه به لغات سنسکریت و اوستایی و فارسی می توانند به ترتیب به معنی محل شکارچیان، دارای راه مسطح (جابلق؟)، محل نیرومند، محل باروی گرد، محل کامل و ایمن، محل ارشک یا محل ستون سنگی، محل تقاطع دو رود و محل غار بوده باشند.
در گوشه جنوب شرقی این منطقه شهرهای هراکلیا (محل انگور) و اندریاکا (دارای چشمه)/ داریتیس (محل دارا) و رهاپسا (دارای شراب هوم با شکوه) و گِرِپا (محل پاییدن گل) و کانثا (محل چشمه کوهستانی) با توجه به لغات سنسکریت و اوستایی با ملایر، داران، خمین، گلپایگان و خوانسار مطابقت دارند.
http://members.casema.nl/h.vandeukeren/histotron/086n38sc05.htm