یکشنبه، آذر ۲۶، ۱۳۹۶

Europe (Eu-rope) means the fine wagons country

The original Europe has been Taurs country in the North of the Black Sea and around it, where is place as the first wagons invented. The ancient Indo-Iranian religion books of Avesta and Rigveda knows this country, indo-iranians origin chilly country, by the name of Arya-varta, Khvaniratha (both mean the land of magnificent wagon) and Aerina vaeja (the original land of wheels). According to the Rigveda, it happened a hundred winters and hundred autumns in Aryavarta, and according to the Avesta´s, Aerina vaeja has nine winter months:
अरिन् n. arin wheel. वृत् Adj. vRt moving.
According to the Pahlavi books the Aryans wandered from Khvaniratha to other lands under Paradhats time (the first legislators ' time). Herodotus tells us about the Paradhats home at the Skythes (Skythes that have lived in the North of the Black Sea) by the name of Paralats. One of Paradhats was Takhmo-oropa (Europa's hero), also called Takhmo-ratha (chariot country's hero). This displays that the name Oropa ([Eu]-rope) has been synonymous with ([fine] wheel and wagon).The Greek name Eu-rope has really meant it with fine torque (fine wheel and wagon) and it does not mean "she with widespread face" (euru-ope), as has been thought. In this respect, it sounds that the names ruten and taur linked with touring (of rotten tour) and rotate (of latin rota, wheel).
According to Arthur Christensen Avesta Takhmoropa is Skythian´s Arpoksais (wagon king) that Herodotus tells us that his two people has been Traspies (horse keepers, Russians) and Katyars (sword people, Magyars/Hungarian). From the Greek mythical figures half horse and half human Centaurs (bullsruler) could have been characterised as Russians (grooms, rus) and Taurs name is interpreted as the bull of the Greeks. From there, the goddess Europe myth roaring on a bull across the sea. Her name has connection with Taurs and their goddess Iphigenia (the strong goddess), that is equivalent with Avesta´s Ardvisvar-Anahita (the Virgin of the strong-flowing water). Phoenicians (in the sense of the beautiful people) in the relationship with Europe has been the Slavic people veneds (the fine peoples) that Herodotus mentions them under the name Aukhats (the fine families) as Lipoksais people. Lipoksais means fair the people's king. In the Avesta called him Hao-shayangehe (the fine country´s king). Because of the Greeks had more contacts with the Phoenicians of the eastern coast of the Mediterranean Sea, mistaked them with veneds.

Europa (Eu-rope) betyder de fina vagnarnas land

Den ursprungliga Europa har varit taurernas land i norr om Svarta havet och omkring det, där som de första vagnarna uppfunnits. De gamla indo-iranska religion böckerna avesta och rigveda känner till detta land, som indo-iraniers kyliga ursprungsland, vid namnen Arya-varta, Khvaniratha (de praktfula vagnarnas land) and Aerina vaeja (det ursprungliga hjul landet). Enligt rigveda har det hänt hundra vintrar och hundra höst i Aryavarta och Enligt avesta har Aerina-vaeja nio vinters månader. Enligt Pahlavi böckerna vandrats aryaner från khvaniratha under paradhaternas tid (de första lagstiftarnas tid). Herodotos berättar om paradhaterna hos skytherna) som har bott i norr om Svarta havet) vid namn paralaterna. En av paradhaterna är Takhmo-oropa (Europas hjälte), även kallats Takhmo-ratha (vagnlandets hjälte). Här visas namnet Oropa ([Eu]-ropa) har varit synonymt med [fin] vagn. grekiska namnet Eu-rope har egentligen betytt den med fint vridmoment (fin hjul och vagn) och det betyder inte "hon med utbredd ansikte" (euru-ope), som man har trott. I detta förhållande låter det att namnen taur och ruten har anknytning med turnera (av rotten tour-)och rotera (av latin rota, hjul):
अरिन् n. arin wheel. वृत् adj. vRt moving.
Enligt Arthur Christensen avestas Takhmoropa är skythernas Arpoksais (vagn konung) som Herodotos berättar att hans två folk har varit traspier (hästskötarna, ryssar) och katyarer (svärd folket, Magyarer/ungrare). Från de grekiska mytiska figurerna halv häst och halv mänskliga centaurer (tjurhärskare) kan ha menats ryssar (hästskötare, rus) och taurenas namn har tolkat som tjur hos grekerna. Därifrån kommer gudinnan Europes myt rytande på en tjur över havet. Hennes namn hos taurer har varit Iphigen (den starka gudinnan) som mot svarar avestas Ardvisvar-Anahita (de starka flödande vattens jungfru). Fenikier/fenicier (i betydelsen det fina folket) i förhållandet med Europa har varit det slaviska folket veneder (de fina) som Herodotos nämner dem under namnet aukhater (de fina familjerna) som Lipoksais folk. Lipoksais betyder det fagra folkets konung. I avesta heter han Hao-shayangehe (det fina landet konung). Eftersom grekerna hade mer kontakter med fenikierna i östra kusten av Medelhavet misstagit dem de med veneder.

جمعه، آذر ۲۴، ۱۳۹۶

هفت خوان گشتاسپ در روم

در شاهنامه فردوسی برای برخی پهلوانان هفت تنگنا روی میداده است که سوای از دو هفت خوان خطیر رستم و اسفندیار است، یکی از این هفت خوان واره ها ماجرای گشتاسپ پادشاه کیانی پسر لهراسپ و نوه کیخسرو است که به روم گریخته بود و در آن سامان به هفت تنگنا گرفتار شده اما انها را پشت سر مینهد.
١- وقتی گشتاسپ به روم رفت و در انجا با کتایون دختر قیصر اشنا شد و با وی قرار ازدواج گذاشت این خشم قیصر را برانگیخت و فرمان کشتن هر دو را صادر نمود، این از آن رو بود که کتایون برای انتخاب همسر از میان ّبزرگان رومی گشتاسپ را انتخاب نمود که وقتی قیصر فهمید گشتاسپ ایرانیست (اما نمیدانست که گشتاسپ شاهزاده ایران است و گشتاسپ این را پنهان نمود) به مخالفت پرداخت،، که با پا درمیانی روحانی یا اسقف بزرگ روم گشتاسپ از این خطر مرگ نجات یافت..
تو گفتی به دختر که انباز جوی/ نگفتی که رومی سر افراز جوی
کنون جست آن را که آمدش خوش/ تو از راه یزدان سرت پا مکُش
٢-در خان دوم گشتاسپ بر گرگ بیشه فاستون پیروز میشود.
۳-سپس به کوه سیقلات رفته و اژدهای (مار) ان جا از پای در می اورد
٤-در خان چهارم گشتاسب در میدان بازی چوگان که مختص و ابداع ایرانیان است در پیکار با رومیان چنان تاخت و گوی را ربود که رومیان جملگی خیره ماندند و همین باعث شد که رابطه قیصر با داماد خویش پهلوان ایران بهبود یابد...
٥- در خان پنجم گشتاسب در نبرد با الیاس رومی پیروزی می یابد و وی را با نبوغ پهلوانی خویش کنار میزند...
٦- در خان ششم قیصر با نامه ای از ایرانیان میخواهد که به روم باج گزارند، که گشتاسب از قیصر میخواهد وی را چون فرستاده به ایران فرستد و با امدن شاهزاده گشتاسپ به ایران لهراسپ تاج و تخت را به گشتاسپ میدهد ....
۷- .در خان هفتم گشتاسپ قیصر را از هویت خویش که تاکنون پنهان بود آگاه میکند
در نامه ای که گشتاسپ به قیصر میفرستد به او میگوید که من کار سفارت خویش را تمام کردم اکنون تو به ایران بیا که زریر و شاه ایران به پیشوازت خواهند آمد.. و وقتی قیصر به ایران می آید میبیند که داماد و پهلوانش کسی جز پادشاه ایران نیست.... آری ، گشتاسپ همان بود که روزی به پدرش لهراسپ گفته بود که در ایران جز رستم هیچ مردی به پهلوانی بر من برتری ندارد .
ندارم کسی را ز مردان به مرد/ گر آیند پیشم به روز نبرد
مگر رستم زال سام سوار/ که با او نسازد کسی کارزار
(با سپاس نثر و نگارش افتخار روحی فر)
منصور رستگار فسایی در فرهنگ نامهای شاهنامه از روی برخی منابع عهد اسلامی مادر گشتاسپ را جایی نبیره کیکاوس و جایی دختر وی آورده است. ولی درستش همین منبعی است که شما آورده اید چه گشتاسپ (مگابرن تیگران) پادشاه کشور سفلی (اورارتو، ارمنستان در مرز روم دوران بعد) پسر یرواند (اوروت اسپ، لهراسب) و نواده کیاخسار (کیخسرو) و پسر ملکه آمیتیس دختر آستیاگ بوده است. موسی خورنی نام همسر وی را زاروحی (والامقام) آورده است. نام کتایون وی (زاروحی) در واقع در معنی منسوب به کتایه است که در شاهنامه در مقام برادر فریدون (در واقع برادر خوانده کوروش) است. کتسیاس و موسی خورنی مگابرن ویشتاسپ را برادر و برادر خوانده کوروش معرفی نموده اند.
(جواد مفرد کُهلان)

معنی محتمل نام اروپا

نام اروپا را در ترکیب eury-ope به معنی دارای پیشانی بلند نام ملکه ای فینیقی شمرده اند. ولی این نام در ترکیب یونانی eu-rope به معنی گشتاور نیک (ارابۀ خوب) است که با واژۀ ارابۀ فارسی (آ-رَئوه اوستایی یعنی بسیار آسان رانده شونده) همخوانی دارد و به نظر می رسد در اصل نامی بر منطقۀ تاورهای کهن (روتِن های کنونی اوکراین) بوده است که نامهایش معنی گردنده و چرخنده (چرخ و ارابه) را می دهد. چون به نظر می رسد از نامهای خاستگاه آریائیها در وداها و اوستا یعنی آریاورته (محل گردونه خوب) و خونیرث (محل ارابه درخشان) که آریائیها از آن سرزمین زمستانی به اطراف و اکناف مهاجرت کرده اند هم همین سرزمین منظور است. بنا به ریگ ودا در آریاورته صد زمستان و صد خزان روی داده است. سرزمین سردسیری ائیرینه وئجه هم که بنا به وندیداد نه ماه زمستان دارد و می توان نامش را به معنی سرزمین چرخ اصلی گرفت، می تواند در اساس همان سرزمین آریاورته/خونیرث بوده باشد:
अरिन् n. arin wheel.
به سبب اینکه آرتور کریستن سن نام آرپوکسائیس اساطیر اسکیتی (یعنی پادشاه سرزمین ارابه) را با تهمورث (پهلوان سرزمین ارابه) مطابقت داده است که هیئت اوستایی آن تخموروپه است که جزء روپه یا اوروپۀ آن در معنی ارابه (دارای گشتاور خوب) مطابق نام اروپای اصلی در شمال دریای سیاه است. یونانیها نام فینیقیه (سرزمین مردم زیبا= وِنِدیا) در این سمت را به سبب تردد زیاد به سمت شرق با فنیقیه (کنعان) در شرق دریای مدیترانه اشتباه کرده اند. نام پادشاهان اساطیری پارالاتی اسکیتی این سمت یعنی آرپوکسائیس (پادشاه سرزمین ارابه) و لیپوکسائیس (پادشاه زیبا یا پادشاه کناری) با پادشاهان پیشدادی تهمورث و هوشنگ (پادشاه سرزمین خوب)/سامک (کناری) مطابقت دارند. اقوام منتسب به ایشان تراسپیان (اسب پرورها، روسها)- کاتیاریان (قداره بندان، مجارها) و وِنِدهای سمت لهستان (زیبایان) بوده اند.
تراسپیان (اسب پروران= روسها) به سبب تسلط بر تائورها و تقدیس اسب، در اساطیر یونانی با نام کنتائور (یعنی حاکم تائورها) صورت نیمه انسان-نیمه اسب یاد شده اند. کلمۀ تائور در یونانی به معنی گاو نر گرفته شده است. از اینجا می توان گاونری را که الهه اروپا سوار میشود اشاره به خود نام تائورها دانست. بر این پایه الهه اروپا مطابق الهه بزرگ تائورها ایفی ژن (الهه نیرومند) است که این خود از سوی دیگر یاد آور اردویسور اناهیت (الهه پاک آبهای بالندۀ نیرومند، ناهید) ایرانیان است.

چهارشنبه، آذر ۲۲، ۱۳۹۶

معنی محتمل نام شیدۀ تورانی که پسر افراسیاب به شمار رفته است

نامهای فرنگرسین (بسیار به هراس اندازنده)، افراسیاب (پر آسیب)، شیده (شیدا، دیوانه) با نام مادیای اسکیتی (یعنی فرمانروای گستاخ و ترسناک تورانی) مرتبط به نظر می رسد. مادیایی که از قفقاز وارد اران شد و فرائورت (فرود سیاوش) را در شهر گنجه به قتل رساند و تا به مرز مصر را غارت نمود و خود بعد از گذشت ۲۸ سال در کنار دریاچه ارومیه به دست کیاخسار (کیخسرو) به قتل رسید.
.मदा f. madA arrogance

دوشنبه، آذر ۲۰، ۱۳۹۶

نسب سکایی احتمالی خاندان سپیتمه (یرواند ارمنستان، جمشید کوه هُکر و رود دائیتی آذربایجان)

می توان تصور کرد سپیتمه (هوم عابد سرور) که در عهد مادیای اسکیتی (افراسیاب) فرمانروای ولایات جنوب کوهستان قفقاز بوده است، روحانی مورد اعتماد وی بوده و از سوی او در این ناحیه حکومت میکرده است؛ گر چه او سرانجام در دستگیر و قتل مادیای سهم بزرگی داشت و به سبب آن از سوی کیاخسار (کیخسرو) به مقام دامادی پادشاه آتی ماد آستیاگ (آژدهاک) و ولیعهدی او رسید؛ چون در شجره نامه ای موسی خورنی برای یرواند (سپیتمه) آورده او از اعقاب و جانشینان پاروئیر (بسیار نیرومند، پارتاتوا) فرمانروای سکایی به شمار رفته است. علاوه بر این در گرشاسب نامه اسدی طوسی نسب همین جمشید شمال ایران (فرمانروایی روحانی و سوفسطایی، عابد هوم، سپیتمه) که در فرگرد دوم وندیداد خاستگاهش منسوب به سرزمین سرما (نواحی شمال قفقاز) است، به تور (سکا) پیوسته است. بنا به کتسیاس و خارس میتیلنی دو پسر سپیتمه از ملکه آمیتیس (دختر آستیاگ) به نامهای مگابرن ویشتاسپ و زریادر سپیتاک در عهد آستیاگ در ارمنستان و رغه (ری) حکمرانی داشته اند که بعد از به قدرت رسیدن کوروش م‍کان فرمانروایی ایشان از آنجاها به ورکانه (گرگان) و سرزمین دربیکان منتقل شد. از سوی دیگر در شجره نامه پهلوی زرتشت سپیتمان (سپیتاک سپیتمان) از دوراسرو نام برده شده است که می توان به معنی سرمتی دوردست (اژدها پرست دوردست) گرفت. در خبری از کیمیاگران اروپایی قرون وسطی زرتشت سپیتمان را به همین سبب یا به سبب نواده دختری آستیاگ (آژدهاک) بودن اژدها پرور معرفی کرده اند.
امّا ارتباط نام زرتشت با شامیرام (سمیرامیس رهبر قوم سئورومات/ماساگت) و حتی وجود نام دوراسرو (آنکه نامش به دوردستها رفته، که به ظاهر صرب-سرمتی دور دست هم معنی میدهد) مربوط به تبار سئوروماتی زرتشت نیست که قبلاٌ بدان باور داشتم بلکه در خبر موسی خورنی فرار شامیرام (منسوب به مار کشنده، تومیریس) بعد از واقعهً کشته شدن آرا (ایرج فریدون) از دست زرتشت مادی نشانگر حضور سپیتاک سپیتمان (زرتشت سپیتمان، آمرگس/امرایوس پادشاه دربیکان) در نبرد کوروش با ماساگتها و داهه ها می باشد.

یکشنبه، آذر ۱۹، ۱۳۹۶

مطابقت گوتمه بودا و زرتشت سپیتمان با سپیتاک سپیتمان (گائوماتۀ مغ) حاکم دربیکان بلخ و ناظر امور درۀ سند (هند)

اگر در مورد گائوماته مغ به کتیبه بیستون و گفته هرودوت بسنده کنیم تقریباً نتیجه همان میشود که به تحریف در مورد آن گفته شده؛ ولی چنانکه هرتسفلد می گوید کتسیاس در این باب سخنان بکری دارد که شاهزاده هخامنشی مفروض زیر را همان گائوماته مغ نشان میدهد: بنا به کتسیاس، گئومات مغ (سپیتاک سپیتمان) در عهد کوروش به عنوان حاکم دربیکان سمت بلخ از مرکز بلخ به دره سند (هند) نظارت داشت و در سپاه او فیلان و سواران هندی وجود داشتند. لذا او نه تنها نشانگر بودای بلخ و بامیان و هند بلکه نشانگر زرتشت سپیتمان بلخ نیز هست. از این روی است که هرتسفلد او را تحت نام سپیتاک سپیتمان (گائوماته مغ) به عنوان زرتشت سپیتمان معرفی نموده و هاروی کرافت او را گوتمه بودای بلخ و بامیان می داند. گائوماته مغ بسیار معروف و محبوب عصر خود بوده که کمبوجیه و بردیه (وهیزداته) او را به عنوان نائب السلطنه و اداره کننده امور امپراطوری هخامنشی انتخاب کرده بوده اند. او داماد کوروش (شوهر آتوسا) و پسرخواندۀ کوروش (پسر ملکه آمیتیس دختر آستیاگ) و پسر سپیتمه (فرمانروای ولایات جنوب قفقاز، آذربایجان و اران و ارمنستان) بوده است. پیش از فرمانروایی دربیکان بلخ فرمانروایی روحانی و سیاسی رغه (مقام مسمغان ری) را داشته است. بحث محوری و اساسی ده جلد تاریخ اساطیری تطبیقی ایران همین مسئله مهم بود.

یکشنبه، آذر ۱۲، ۱۳۹۶

سوگنامه آزمایش آتش سیاوش مربوط به کشته شدن وی در سرزمین اران (سرزمین آتش) است

احتمال زیاد دارد که آزمایش آتش فرود سیاوش (فرائورت تاریخی) مربوط به کشته شدن وی در شهر گنجه (شهر دارای حصار گردادگرد سراسری) در اران (سرزمین آتش) بوده باشد. چونکه فرود سیاوش بانی این شهر گنجۀ اران (کنگ دژ سیاوش) به شمار می رفته است و اسب سیاه درون آتش نشانه تراژدیی است که در اران (آلوانی، آگوان، یعنی سرزمین آتش) برای وی اتفاق افتاده است. بنا به هرودوت فرائورت که ماد و پارس را متحد کرده بود (بنا به گزنفون پدر بزرگ مادری کوروش نیای کوروش بزرگ بود) و در پی متحد کردن نقاط مختلف ایران بود در شهر گنجۀ اران غافلگیرانه توسط مادیای اسکیتی (افراسیاب) داماد پادشاه آشور که از شمال کوهستان قفقاز حمله بود، شکست خورد (و کشته شد).
کلمۀ پهلوی سوتاپه (آتش فرخنده) را هم که نام نامادری کینه ورز سیاوش به شمار آمده می توان با نام الهۀ آتش سکائیان اران یعنی تابیتی/تاپیتی (تابنده، آتش) مقابله نمود.
کنگ دژی که در خوارزم بوده (قوی قریلگان) به سبب گرد بودن حصار آن (کنگ بودن) به سیاوش نسبت داده میشده است. ولی شاه معروف ایران که در آن سمت کشته شد ایرج فریدون (کوروش) منتسب به خانوادۀ سیاک تورا آسپیان (دارای اسب نیرومند سیاه= سیاورشن/سیاوش) است که از نبیرگان دختری فرود سیاوش (فرائورت ملقب به دارنده اسب نر سیاه) بوده است. در واقع نوذر (فرمانروای نو) که از خانواده فریدون به شمار رفته و به دست افراسیاب (مادیای اسکیتی) کشته شده خود همان فرود سیاوش (فرائورت) است.
نام تورا آسپیان (دارندۀ اسبان نیرومند) در شمار پدر فریدون در شجره نامه فریدون در کتاب پهلوی بندهش در واقع معادل نام قوم وی پاسارگادی (دارندۀ گله های با شکوه= هوگوَ اوستا) است. در رابطه با هوگوَها نام کوروش (فریدون) به صورت فرشوشتر (دارندۀ عصای فرمانروایی جدید) در مقام پدر زن زرتشت سپیتمان (سپیتاک سپیتمان) ذکر شده است.

چهارشنبه، آذر ۰۸، ۱۳۹۶

مطابقت نامهای اساطیری پَشَنگ و تور با پارتاتوای تاریخی

نام پَشَنگ (جنگاور) مترادف نام پارتا-توا (جنگاور نیرومند) ملقب به لیکوس (گرگ) پادشاه اسکیتان شمال دریای سیاه است که ابتدا به همراه پدرش ایشپاکای (اسپارگاپیس) در اتحاد با مادها به رهبری خشثریتی (کیکاوس روایات ملی) به نبرد با آشور پرداخت ولی بعد از مرگ پدر با شاهزاده خانمی آشوری ازدواج کرد و مادها را در مقابل امپراطوری آشور تنها گذاشت و به شمال کوههای قفقاز بر گشت و آشوریان به رهبری اسرحدون به کارکاشی (کاشان) مقر خشثریتی حمله کردند و دژهای سیلخازی (سیلک) و تیلاشوری را ویران کردند و خشثریتی در مقابل حمله آشوریان منطقه را رها کرده به شهر آمل گریخت. ولی سپاهیان آشوری به رهبری شانابوشو را که در عهد آغاز حکومت آشوربانیپال به مقصد شهر آمل گسیل شده بودند در آنجا شکست داد و ماد برای نخستین بار مقابل آشور مستقل گردید.
با توجه به نامهای ایرانی توره (تور کوچک، گرگ کوچک، شغال) و نام یونانی لیکوس (گرگ) که نامی بر پارتاتوا (جنگاور نیرومند) بوده است، حتی نام اساطیری تور (تُرک) هم که نام نیای پشنگ به شمار رفته، متعلق به پارتاتوا به نظر می رسد.
ولی دو قوم سلم (سئورومات، مارپرست) و تور (وحشی) شاهنامه در رابطه با ایرج فریدون (کوروش) همان اقوام ماساژت (پرستندگان مار بزرگ) و داهه (وحشی) هستند که کوروش (ایرج فریدون) نزد ایشان به قتل رسیده است. در تاریخ ارمنستان موسی خورنی، آرا (نجیب، ایرج) که به دست خواستگارش شامیرام (منسوب به مار کشنده) یا همان تومیریس (پرستندۀ مار نیرومند) کشته میشود به جای ایرج فریدون شاهنامه (کوروش) است.

جاویدانیهای وَرِنه در کتابهای پهلوی

در اوستا و کتب پهلوی در رابطه با وَرِنه (محل باورداشت، معبد) از اصطلاح ارثویاچه دَخشته (مهارت غیر طبیعی) و غیر مستقیم با دشت پیشانسی (دشت گَرده ها) آن نام برده شده است. نام جاودانی شمال آنجا فرداخشت خومبیگان (جاودانی کنار رود کاریزها= کارون) را می توان به معنی بسیار ماهر و بسیار افزون و خوشبخت کننده از خانواده خومبی (ایزد خومبان) گرفت که یاد آور نام قوم اوخسیان قدیم (افزایش دهنده و خوشبخت کننده) و بختیاری کنونی است. جاودانی جنوب عیلام اشوزد (پایدار در راستی) پسر پوروتخشت (پُر مهارت) جاودانی دشت پیشانسی (دشت گَرده ها) به شمار رفته است که در کتاب ائوگمدئچا در رابطه با مخاصمین وی دانوهای تورانی از رود زیر زمینی (چاهو، کارون) سخن رفته است. در اوستا نام مردم وَرِنه در رابطه با سنتهای جادوگری آنجا با صفت دروغپرستان همراه شده است.
दक्षता f. dakSatA dexterity
पेषण n. peSaNa pounding